|
شناخت فضا،شناخت هستی
|
ساعتهای خورشیدی افقی بر اساس زاویه ساعتی خورشید کار میکنند. صفحههای ساعتها به موازات صفحه افق قرار داده میشود. لبه شاخص این نوع ساعت خورشیدی بسوی قطب شمال مغناطیسی قرار میگیرد. قاعده شاخص بر خط مربوط به ساعت دوازده ظهر خورشیدی منطبق است. خط مربوط به ساعت دوازده ظهر ، که نشانه عبور خورشید از نصف النهار محل است میبایست دقیقا در امتداد خط نصف النهار جغرافیایی محل قرار گیرد. ارتفاع زاویه لبه شاخص از صفحه ساعت ، برابر عرض جغرافیایی محل است. محل تقاطع خطوط درجه بندی ساعت به نام مرکز ساعت خورشیدی موسوم است. در جهت بندی صفحه آن نوع ساعت خورشیدی به دو صورت ترسیمی و محاسباتی صورت میگردد.
چنانچه از اسم این نوع ساعت خورشیدی بر میآید، اساس کار آن بر سمت خورشید استوار بوده ، صفحه آن طوری به حالت افقی قرار میگیرد که خط ساعت 12 در امتداد نصف النهار محل قرار داشته باشد. شاخص آن از یک میله قائم تشکیل شده است. در جهت بندی این ساعت ، با استفاده از تاریخ قرار گرفتن خورشید در برجهای دوازده گانه منطقة البروج بدست میآید. طول میله شاخص بستگی به اندازه صفحه ساعت دارد. در موقع استفاده از ساعت ، صفحه ساعت طوری بصورت افقی قرار داده میشود که میله شاخص در طرف جنوب و خط ساعت 12 صفحه ساعت در امتداد خط نصف النهار محل باشد. در این حالت محل برخورد سایه شاخص با کمان مربوط به تاریخ روز ، وقت را مشخص خواهد کرد. در بسیاری از صفحات این نوع ساعت ، فواصل بین کمانهای مربوط به تاریخ ، به سه قسمت برابر تقسیم میشوند، در چنین صورتی مشخص کردن تاریخ بر صفحه ساعت آسانتر خواهد بود. معمولا کمانهای بدست آمده بوسیله خطوط خط چین مشخص میشوند. حتی ممکن است برای مشخص کردن خطوط اصلی و فرعی ، از دو رنگ مختلف استفاده کرد.
اساس کار این نوع ساعت خورشیدی با مرکز متغیر ، چنانکه از اسم آن پیداست، از شاخص که محل آنرا با توجه به تاریخ روز میبایست تغییر داده استفاده میشود. اساس کار این نوع ساعت خورشیدی بر سمت خورشید استوار است. دو گونه ساعت خورشیدی از این نوع وجود دارد: یکی ساعت خورشیدی آنها آنالماتیک AnalmematicDial و دیگری ساعت خورشیدی لامبرت Lambert Dial که از نام سازندهاش که آنرا درسال 1777 م. ساخته گرفته شده است. نقاط درجه بندی هر دو نوع ساعت به دو صورت ترسیمی و محاسباتی بدست میآیند.
صفحه این نوع ساعت نیز به صورت افقی است، هر وقت را بر اساس اندازه گیری ارتفاع خورشید تعیین میکند. نظر به اینکه ارتفاع خورشید در نزدیکیهای غروب و کمی بعد از طلوع آن خیلی کم است، لذا ذر این اوقات نمیتوان از این نوع ساعت برای تعیین وقت استفاده کرد. شاخص این ساعت ، بصورت میلهای نازک است که بر صفحه ساعت بصورت قائم نصب میگردد و محل نوک سایه بر صفحه ساعت نمایانگر فوق خواهد بود. درجه بندی صفحه این ساعت نیز به دو شکل ترسیمی و محاسباتی صورت میگیرد.
اساس کار ساعتهای خورشیدی بر سه پارامتر ارتفاع ، سمت و زوایه ساعتی خورشید استوار است. از ترکیب دو ساعت خورشیدی که هر کدام بر یکی از این سه پارامتر استوارند، میتوان قطب نمای خورشیدی ساخت. بدین ترتیب سه نوع ترکیب میتواند وجود داشته باشد. برای اینکار دو ساعت انتخاب شده طوری بر یک صفحه افقی قرار داده میشوند که هر دو ساعت ، یک وقت را نشان دهند؛ به نام ساعت خورشیدی ترکیبی (Combined Dials) موسوم است و بصورت جهت یاب در جهت یابی نیز بکار گرفت. یک جهت یاب خورشیدی که بدین ترتیب ساخته میشود، میبایست قابل حمل باشد و لذا باید از ساعتهایی استفاده کرد که صفحه آنها در ابعاد کوچک همخوانا و واضح باشد. به علاوه باید از ساعتهایی استفاده شود که بتوانند وقتی خورشیدی را در تمام طول روزشان دهند. بهترین ساعت خورشیدی ترکیبی ، از مجموعه یک ساعت خورشیدی افقی و یک ساعت خورشیدی با مرکز متغیر بدست میآید. تنها عیب این ابزار در این اس تکه فقط در محوطهای با عرض جغرافیایی مشخص که برای آن طراحی شده است، قابل استفاده است. دقت این بستگی به دقت بکار رفته در ساخت آن دارد.
میتوان ساعات خورشیدی از نوع جهتی را که به دقت ساخته شده باشد در جهت یابی بکار گرفت. البته این کار نیازمند انجام دادن مقدار کمی محاسبه و در دسترس داشتن ساعتی دقیق است. در آغاز قرن هیجدهم ، ساعتهای مکانیکی بیشتر مورد توجه قرار گرفتند، اما با وجودی که ممکن است عجیب به نظر برسد، رواج ساعتهای مکانیکی موجب موجب عقب ماندگی ساعتهای خورشیدی هستند، بلکه سبب پیشرفت آنها گردید. بیشتر ساعتهای مکانیکی این دوره زیاد دقیق نبودند، لذا ساعتهای خورشیدی برای کنترل و میزان کردن آنها بکار میرفتند.
سیستم دقیق زمان سنجی امروزه را میتوان در کاربرد ساعت خورشیدی به عنوان جهت یاب بکار گرفت. ساعتهای معمولی وقت شمسی متوسط را برای نصف النهار استاندارد منطقه مورد نظر تعیین میکنند. اما ساعتهای خورشیدی وقت حقیقی را بر این نصف النهار محلی که ساعت خورشیدی برای آن طراحی شده و در آنجا بکار برده میشود معلوم میکنند. با بکار بردن پارامتر تعدیل زمان و تصحیح مربوط به اختلاف طول جغرافیایی وقت شمسی متوسط را به وقت شمسی حقیقی تبدیل کرد. لذا با در دست داشتن یک ساعت میزان شده میتوان وقتی را که آن ساعت نشان میدهد، به وقت شمسی حقیقی تبدیل کرد. سپس ساعت خورشیدی جهتی را طوری بر یک صفحه افقی قرار میدهد که همان وقت شمسی حقیقی محاسبه شده را نشان دهد. در این صورت خط مربوط به ساعت دوازده ظهر شمسی حقیقی امتداد نصف النهار محلی را که ساعت خورشیدی برای آن ساخته شده معین خواهد کرد. دقت این روش بستگی به دقت ساخت ساعت خورشیدی و دقت در قرار دادن آن خواهد داشت. تنها این روش ، نیاز به دانستن مختصات جغرافیایی محل است که از قبلی میبایست معلوم شده باشد.
زمانی برای میزان کردن ساعتهای مکانیکی از ساعتهای خورشیدی استفاده میشد. اما ممکن است با استفاده از وقت نشان داده شده توسط ساعتهای متداول کرونومترهای خورشیدی را در جهت یابی بکار گرفت. بدین صورت که کرنومتر خورشیدی به صورتی قرار داده میشود که همان وقت ساعتهای معمولی را نشان دهد. کرونومتر و یا زمان سنج خورشیدی چنانچه از اسم آن پیداست اوج تکامل ساعتهای خورشیدی است. ساختمان آنها معمولا پیچیده و در نهایت ظرافت ساخته میشوند. از سیمی نازک به عنوان شاخص استفاده شده و به منظور نشان دادن تقسیمات کوچکتر وقت ، از قیبل دقیقه و حتی ثانیه از چرخ دندهها استفاده میشود. پایه آنها مجهز به پیچهای تنظیم و تراز است. معمولا بیشتر از نوع ساعت خورشیدی استوایی (Equatorial Dial) و یا ساعت خورشیدی به شکل چند حلقهای (Armillary Dial) استفاده میشود.
گاه کرونومتر خورشیدی به شکل نیم استوانه نیز ساخته میشود. برای خواندن دقیقه درجات صفحه ساعت از ورینه (Vernier) نیز استفاده میشود. ورینه وسیلهای است که برای خواندن کسری از کوچکترین درجه یک درجه بندی بکار برده میشود. کرونومترهای خورشیدی را میتوان به نحوی ساخت که قابل تنظیم در عرضهای جغرافیایی مختلف باشند. بنابراین از یک کرونومترخورشیدی که وقت رسمی را نشان دهد، میتوان در جهت یابی استفاده کرد. در این صورت خطوط مربوط به ساعت دوازده ظهر شمسی حقیقی ، جهت شمال و جنوب جغرافیایی را مشخص خواهد کرد. اما در چنین حالتی اطلاع از طول و عرض جغرافیایی محل ضروری است.
زهره یکی از سیارههایی است که میتوان آن را به آسانی در آسمان پیدا کرد. زهره گاهی 'ستاره شام' نامیده میشود. این سیاره درخشان بیش از هر سیاره دیگر ، به زمین نزدیک میشود و در نزدیکترین نقطه به ۴۲ میلیون کیلومتری ما میرسد. در روشنترین حالت ، پس از ماه ، درخشندهترین جرم آسمانی است. هنگام طلوع خورشید در مشرق دیده میشود و هنگام غروب خورشید در مغرب. شعاع زهره نزدیک به ۶۱۰۰ کیلومتر و چگالی آن ۵۰۱ گرم بر سانتیمتر مکعب است.
|
زهره دومین سیاره خاکی از طرف خورشید و نزدیکترین سیاره به زمین است. زهره 'الهه عشق' نامیده میشود و شباهت زیادی در اندازه و جرم به زمین دارد. زهره و زمین دوقلو هستند، زیرا جرم و اندازه تقریبا یکسانی دارند. با وجود این در سایر جهات به مقدار زیادی متفاوت هستند.
تقریبا چرخش دایرهای (e=0.0068) مدار زهره نسبت به دایرة البروج ۳.۳۹ درجه شیب دارد و دارای نیم قطر اطول 0.7233 Au و دوره تناوب مداری نجومی 224.70 شبانه روز میباشد. در هر مدار زهره ، عطارد و زمین سیارههای فوقالعاده درخشانی هستند. مطالعات انتقال دوپلری راداری نشان میدهند که سیارهای با یک دوره تناوب نجومی ۲۴۳.۰۱ شبانهروز با حرکت برگشتی میچرخد و شیب صفحه مدار نسبت به استوایش فقط 3 درجه است. چرخش این سیاره به دور محور خود ، معکوس است و یک دور آن ۲۴۳روز زمینی طول میکشد. در حالی که در ۲۲۵ روز ، یک بار خورشید را دور میزند. روز خورشیدی در زهره برابر ۱۱۸ روز زمین است، یعنی هر سال آن دو شبانهروز طول میکشد.
| فاصله متوسط از خورشید | 108/20 کیلومتر |
| قطر استوا | 12104 کیلومتر |
| مدت حرکت وضعی | 243/01 روز زمینی |
| مدت حرکت انتقالی | 224/70 روز زمینی |
| سرعت مداری | 35/03 کیلومتر در ثانیه |
| دمای سطحی | 480 درجه سانتیگراد |
| جرم (زمین=1) | 0/81 |
| چگالی متوسط (آب=1) | 5/25 |
| جاذبه (زمین=1) | 0/93 |
| تعداد قمر | 0 |
فاصله زمین تا زهره را میتوان مستقیما توسط رادار اندازه گرفت، سپس شعاع فیزیکی آن را از روی قطر زاویهای بدست آورد. زهره دارای شعاع ۶۰۵۲ کیلومتر است که فقط ۵ درصد از شعاع زمین کوچکتر میباشد. زهره مانند عطارد هیچ قمر طبیعی شناخته شدهای ندارد و بنابراین تنها وقتی که یک فضا پیما از آن میگذرد، یا آنرا دور میزند، میتوان به دقت جرم آنرا محاسبه کرد. بسیاری از سفینههای فضایی که سعی داشتند در سطح زهره فرود آیند در اثر تراکم جو و گرمای زیاد آن نابود شدهاند، ولی سرانجام در ۱۹۷۵ میلادی (۱۳۵۴شمسی) دو سفینه روسی ، که شبیه به دستگاههای اکتشاف اعماق دریا بودند، نخستین عکسها را با موفقیت از سطح آن به زمین مخابره کردند. در این عکسها ، منظرهای از صخرههای تیز و نمودهای هموار دیده میشود. اندازه بیشتر صخرهها از ۳۰ تا ۶۰ سانتیمتر است.
|
سطح زهره را با ارسال خاک نشینهایی برای عکسبرداری یا انتشار علامتهای راداری برای نقشهبرداری از عوارض آن میتوان مورد بررسی قرار داد. این کار اخیر فلات بلند ، آتشفشانهای غول پیکر ، حفرههای بهم فشرده و شکافهای طولانی درهها را آشکار کرده است. سرتاسر زهره کاملا مسطح به نظر میرسد. اختلافات ارتفاعات سطحی کوچکند و به استثنا تعداد کمی از نواحی مرتفع ، آنها ۲ تا ۳ کیلومتر ارتفاع دارند.
در سطح زهره اختلاف بین سطوح بلند و پست ۱۱۲ کیلومتر است. در حالی که این اختلاف برای ماه و عطارد ۴ کیلومتر و برای مریخ ۲۵ کیلومتر و برای زمین ۹ تا ۲۰ کیلومتر است. سیمای نقشهبرداری شده زهره ، در دو نیمه جنوبی و شمالی ، بطور قابل توجهی با یکدیگر اختلاف دارد. ناحیه شمال ، کوهستانی با فلاتهای مرتفع بدون آتشفشان است. در مقابل ، قسمت جنوبی ، شامل سطح نسبتا تخت آتشفشانی زمینی میباشد.
یک هسته آهن _ نیکل که قسمتی از آن مایع است ، در مقایسه با زمین ، دلالت بر این دارد که بایستی زهره یک میدان مغناطیسی داشته باشد. چون زهره ۴۳ مرتبه آهستهتر از زمین میچرخد، انتظار داریم که دیناموی ذاتی آن ضعیفتر و شدت میدان مغناطیسی آن کمتر از زمین باشد، اما تا به امروز هیچ وسیلهای هیچگونه میدان مغناطیسیای را آشکار نکرده است. اگر میدان مغناطیسی وجود داشته باشد، اندازهگیریها دلالت میکنند که بایستی حداقل 14-10 برابر میدان مغناطیسی زمین باشد، اما این مقدار خیلی ضعیفتر از میدان مغناطیسی است که از یک مدل دیناموی ساده انتظار میرود.
یک توضیح ممکن آن است که: میدانیم که میدان مغناطیسی ضرورتا صفر است. بنابراین ، ممکن است وضعیت کنونی زهره نیز چنین باشد (معکوس شدن اخیر قطبهای زمین تقریبا هر یک میلیون سال یا در آن حدود اتفاق افتاده است).
|
|
|
پوسته زهره همانطور که تحت تاثیر ظهور درههای تنگ و عمیق ، جایی که صفحات کمی جدا شدهاند و نیز جلگههای کوهستانی مرتفع ، محلی که صفحات باهم تصادم کردهاند، قرار گرفته است. این صفحات مقداری جابهجاییهای سطحی نیز دارند. ناحیه حفرهای پراکنده شده زمینی بر این دلالت دارد که حرکات صفحات سطحی یک فرآیند گسترده سیارهای نبودهاند. در صورتیکه ، بر روی زمین این چنین بوده است.
تاریخ اولیه زهره (دیرتر از چهار میلیارد سال قبل) بایستی از تاریخ زمین پیروی کرده باشد، زیرا این دو سیاره ، چگالی ، جرم و اندازههای مشابهی دارند. حدس میزنیم که زهره در حدود ۴.۶ میلیارد سال قبل با سایر سیارات خاکی شکل گرفته باشد. لایههای داخلی زهره ، همانطور که برای زمین اتفاق افتاده است، به سبب گرمای داخلی تشکیل شدهاند.
فضاپیما ها توانستهاند با استفاده از رادار ، نقشه ۹۸ درصد سطح سیاره زهره را ترسیم کنند. روی هم رفته ، سطح زهره صافتر از سطح زمین است و صحراهای داغ و دشتهای وسیع آتشفشانی حدود دو سوم سیاره را پوشاندهاند. نواحی فلاتی متعددی نیز به ارتفاع چند کیلومتر در دشتها وجود دارند. ناحیه کوهستانی ماکسول مونته با ارتفاعی حدود ۱۱ کیلومتر (۶.۸ مایل) بیش از حد متوسط ارتفاع ، مرتفعترین نقطه سیاره زهره است. آتشفشانها در تمام سطح سیاره پراکنده شدهاند که وسعت بعضیها به ۱۶۰ کیلومتر (۱۰۰ مایل) میرسد.
|
|
ارتفاع بعضی کوههای زهره بیشتر از کوه اورست، بلندترین کوه زمین است. |
اگر از بالای قطب شمال نگاه کنیم خواهیم دید که اکثر سیارات و قمرهای منظومه شمسی به دور محور خود چرخیده و در جهت عکس عقربههای ساعت به دور خورشید در حال گردشند. اما جهت چرخش سیاره زهره برخلاف سایر سیارات ، در جهت عقربههای ساعت است. دلیل قطعی این امر هنوز مشخص نیست، اما به نظر بعضی ستاره شناسان جهت چرخش سیاره زهره نیز زمانی مانند سایر سیارات بوده ، اما بر اثر تصادم با یک سیاره یا سیارک دیگر ، این جهت معکوس شده است.
روند شبیه سازی سایر سیارات به زمین ، زمین سازی نامیده میشود. به نظر بعضی دانشمندان این روند میتواند با کاشت هاگهای گیاهی در جو سیاره زهره شروع شود. در مورد اینکه یک موجود زمینی بتواند در دمای سیاره زهره زنده بماند تردید وجود دارد. ولی فرض بر این است که هاگهای دیاکسید کربن موجود در جو زهره را جذب کرده، از طریق فتوسنتز اکسیژن آزاد خواهند کرد. این کار منجر به زنجیرهای از حوادث شده و احتمالاً شرایط حیاتی مناسبتری از آنچه که ما از آن مطلع هستیم بوجود خواهد آورد.
منبع :
اجرام آسماني هميشه زمين را تهديد کرده اند و در طول تاريخ ، بارها به آن برخورد کرده اند. 65 ميليون سال پيش ، برخورد سيارکي 10 کيلومتري به کوهستان يوکاتان در مکزيک ، گودالي به قطر 200 کيلومتر پديد آورد و آن قدر گرد و غبار در جو زمين پخش کرد که تا سالها، سطح زمين رنگ خورشيد را نديد و دوسوم موجودات زنده روي زمين از جمله دايناسورها از بي غذايي منقرض شدند.
سالهاي آغازين قرن بيستم (1908) ، انفجار توده اي 50 متري از بقاياي دنباله دارها بر فراز رودخانه تونگاسکا در سيبري روسيه ، جنگل وسيعي را در انفجاري که 600 برابر انفجار هسته اي هيروشيما قدرت داشت ، سوزاند و انسان متمدن را با شدت تخريب برخورد اجرام آسماني ، بيش از پيش آشنا کرد. برخورد دنباله دار شوميکر - لوي 9 با سياره مشتري در سال 1373 و مشاهده اثرات گسترده اين برخورد نيز نگراني دانشمندان را بيش از پيش افزايش داد.
در تلاش براي شناسايي اين اجسام خطرناک ، دانشمندان توانسته اند حدود 3500 جسم آسماني نزديک به زمين را شناسايي کنند و پيش بيني مي کنند که 100 هزار جسم ديگر حوالي مدار زمين وجود دارد که هر يک مي تواند براي زمين و ساکنان آن خطرساز شود. اما برخي از اين اجرام ، خيلي بيشتر از آنچه فکر مي کنيد، براي زمين خطرساز بوده اند. آپوفيس ، يکي از آنهاست.
آذرماه 1383 براي جهانيان يادآور چهره ويرانگر آبهاي آرام زمين است. زمين لرزه اي شديد در نزديکي سواحل اندونزي ، سونامي بزرگي را در اقيانوس هند پديد آورد و امواج غول پيکر درياهاي آزاد، سواحل بي دفاع را زير فشار خردکننده آب له کرد. چشمان جهانيان به سواحل اقيانوس هند دوخته شد و تلاش براي کمک رساندن به آسيب ديدگان اين منطقه پرجمعيت در صدر فعاليت هاي جهاني قرار گرفت ؛ اما در حالي که بيشتر مردم ، مهياي برگزاري مراسم آغاز سال نوي ميلادي بودند و اندک روزنامه نگاران فعال به پوشش خبري سونامي مي پرداختند، اضطراب شديدي بر مراکز فضايي ايالات متحده حکمفرما شده بود، البته نه از بابت سونامي که از جانب صخره اي چند صد متري که هر لحظه ، احتمال برخوردش با زمين قطعيت بيشتري مي يافت.
اين صخره خطرناک ، عضوي جديد از گروه سيارک هاي آتن بود که داخل مدار زمين به دور خورشيد مي گردند. اين عضو جديد که 2004MN4 نام گرفته بود، در خرداد همان سال کشف شده بود، اما به دليل شرايط بسيار نامساعد رصد از نظرها پنهان شده بود. خوشبختانه رصدگران توانستند اين سيارک را آذرماه همان سال دوباره پيدا کنند و با رصد دقيق تر، مدار اين جسم آسماني را بدقت تعيين کنند. داده هاي مداري اوليه نشان مي داد که اين سيارک فروردين ماه 1408 / آوريل 2029 با زمين برخورد مي کند.
معمولا وقتي سيارک جديدي در گروه سيارک هاي نزديک به زمين کشف مي شود، اطلاعات اوليه به قدري اندک است که در نگاه اول ، همه شان به زمين برخورد مي کنند؛ اما با رصدهاي بيشتر و تعيين مدار دقيق تر اين احتمال کاهش مي يابد و در نهايت مشخص مي شود که اين جسم به هيچ وجه با زمين برخورد نمي کند. اما درباره 2004MN4 عکس روال معمول اتفاق افتاد.
اولين گزارش رسمي ناسا از اين جسم 24 دسامبر منتشر شد و احتمال برخورد را يک در 233 اعلام کرد، اما اواخر همان روز، مدار جديدي که بر پايه 64 رصد اين سيارک به دست آمد، اين احتمال را تا يک در 62 (1.6 درصد) افزايش داد. تا فرداي آن روز، 37 رصد ديگر انجام شد و برپايه 101 رصد موجود، مدار اين سيارک با دقت بيشتري تعيين شد که نتيجه آن ، احتمال برخورد به يک در 45 (2.2 درصد) افزايش يافت. 26 دسامبر، 169 رصد انجام شده بود و احتمال برخورد همان 2.2 درصد باقي ماند. روز بعد، بر پايه 176 رصد انجام شده ، احتمال برخورد به يک در 37 (2.7 درصد) افزايش يافت.
اين ، جدي ترين خطر برخورد سيارک ها با زمين در سالهاي اخير بود.اما در طول اين چند روز دلهره آور، گروهي از اخترشناسان سراغ آرشيو تصاوير رصدخانه ها رفتند و سعي کردند 2004MN4 را در آنها بيابند. خوشبختانه تلاش آنها به ثمر رسيد و آنها توانستند موقعيت اين سيارک را در دوره اي 287 روزه ، از اسفند 1382 تا آذر 1383 به دست آورند. اين داده ها براي تعيين مدار دقيق اين سيارک کافي بود. مدار دقيق اين سيارک نشان داد اين جسم فروردين 1408 هجري شمسي با زمين برخورد نمي کند، بلکه از فاصله نزديک 60 هزار کيلومتري سطح زمين عبور خواهد کرد. به اين ترتيب ، احتمال برخورد اين سيارک با زمين در سال 1408 به يک در چند ميليون کاهش پيدا کرد که حول وحوش احتمال برخورد سيارک هاي ديگر به زمين است.
رصدهاي دقيق چند روز بعد، دانشمندان را از عدم برخورد اين سيارک با زمين مطمئن کرد. اطلاعات مداري نشان مي داد ملاقات نزديک اين جسم با زمين ، تغيير چنداني در مدارش ايجاد نمي کند و خطر برخورد اين جسم با زمين در ملاقات هاي بعدي ، بسيار کمتر از ملاقات 1408 هجري شمسي است.
با برطرف شدن خطر برخورد اين جسم آسماني ، دانشمندان نفس راحتي کشيدند که هفته آخر ماه دسامبر، همه روزنامه نگاران متوجه سونامي بودند و کسي به بازتاب اين احتمال هاي برخورد نپرداخت. فکرش را بکنيد، جهانيان بتازگي گرفتار قهر طبيعت شده بودند و اگر اعلام مي شد 25 سال ديگر سيارکي 400 متري به زمين برخورد مي کند، چه اتفاق هايي که نمي افتاد. خوشبختانه موضوع اين سيارک ويرانگر در امواج سونامي پنهان ماند و تنها در مجامع علمي به آن اشاره مي شد. کارشناسان با اطمينان کامل اعلام کردند که شامگاه 24 فروردين 1408 هجري شمسي ، ساکنان اروپا و آسياي غربي مي توانند اين سيارک را به شکل جسمي کم نور رصد کنند که طي چند ساعت ، عرض آسمان را طي مي کند. چنين ملاقات نزديکي با سيارکي هم اندازه 2004MN4 به طور متوسط هر هزار سال يکبار اتفاق مي افتد.
|
شامگاه 24 فروردين 1408 خورشيدي مي توانيد سيارک ويرانگر را به شکل نقطه اي کم فروغ حتي در آسمان شهرها ببينيد
|
منبع :
International sciences society
عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید و نیز کوچکترین سیاره خاکی است. هر سال در حدود سه بار به عنوان ستاره درخشان شامگاهی در نزدیکی افق غروب خورشید و نیز به عنوان یک ستاره صبحگاهی ظاهر میشود. بخاطر سرعت کم آن نسبت به زمین از لحاظ افسانهای ، خدای روشنی نامیده شده است. در مواقعی ، عطارد در درخشندگی شبیه زحل میشود، اما معمولا بواسطه درخشندگی همسایهاش ، خورشید ، ناپدید میگردد.
حرکت عطارد :
عطارد در یک مدار با ثابت خروج از مرکز (e=0.02056) و میل زیاد (7 درجه نسبت به دایره البروج) با نیم قطر اطول 0.03871Au و یک دوره تناوب مداری نجومی 87.96 روز به دور خورشید میگردد. بزرگترین زاویه کشیدگی این سیاره که از زمین مشاهده شده است، از ˚18(قرین خورشیدی) تا ˚28 (بعید خورشیدی) ، با متوسط 23 قرار دارد. تصور میشد که دوره تناوب چرخشی نجومی عطارد یا (مانند زمین) 24 ساعت یا بطور همزمان 88 روز باشد. اما در اوایل سال 1960 میلادی برای اولین بار تپشهای راداری منعکس شده از سطح عطارد دریافت شدند و در سال 1965 میلادی جی.اچ. پتنژیل (G.H.Pettengill) و آر.بی. وایس مستقیما با استفاده از فنهای راداری دوپلری نشان دادهاند که دوره تناوب چرخشی عطارد در حدود 59 روز است.
گرانش سیاره :
جاذبه سطحی عطارد به قدری ضعیف است که قادر به نگهداری ذرات اطراف خود نیست. در نتیجه عطارد تقریبا فاقد جو است. چگالی فضایی اطراف عطارد حدود 1000 میلیارد برابر کمتر از چگالی جو زمین است.
مشخصات فیزیکی:
شعاع عطارد 24400 کیلومتر است. جرم آن 33x1023kg میباشد که از اختلالات گرانشی بر روی فضاپیما محاسبه شده است. عطارد هیچ قمر طبیعی ندارد. چگالی متوسط آن 5420 کیلوگرم بر متر مکعب میباشد که نظیر یک سیاره خاکی است، اما برای اندازه عطارد زیاد است. از آنجا که گرانش کلی عطارد کمتر از زمین است (فشردگی آن کمتر است)، اما چگالی حجمی آن در حدود چگالی حجمی زمین میباشد، لذا باید در برگیرنده مقدار بیشتری از فلزات باشد.

حدس میزنیم که در داخل عطارد یک گوشته صخرهای و یک هسته بزرگ فلزی (شاید نیکل و آهن) وجود داشته باشد. عطارد هوا ندارد. در آن ، پس از سپری شدن روز بیدرنگ شبی سرد فرا میرسد. از اینرو ، سطح آن در نتیجه فرسایش تغییر نمیکند. طی هزاران میلیون سال ، سطح عطارد مورد اصابت خرده سنگهای فضایی قرار گرفته است. به علت این بمباران مداوم اکنون سطح سیاره پر از گودال است. کف گودالها پوشیده از گرد و غباری است که از متلاشی شدن این خرده سنگها بهوجود آمده است.
میدان مغناطیسی:
درسال 1974 میلادی (1353 شمسی) سفینه فضایی مارنیر 10 از کنار عطارد گذشت. مارینر 10 یک میدان مغناطیسی ضعیف سیارهای را با شدتی در حدود 220nT ، 1nT=10-9T آشکار کرد. اگر چه این مقدار کوچک است. ولی برای قطع مغناطوسپهر در بادهای خورشیدی کافی است. در اینجا میدان مغناطیسی ، ذرات باردار (اکثرا پروتونها) را از باد خورشیدی اطراف سیاره منحرف میکند.
به نظر میرسد که میدان عطارد یک دوقطبی باشد که کم و بیش با محور چرخش سیاره ، در یک امتداد قرار گرفته است. دراین صورت ، بطور کلی میدان مغناطیسی عطارد شبیه میدان مغناطیسی زمین ولی ضعیفتر از آن است. حضور یک میدان مغناطیسی و همچنین چگالی زیاد سیاره دلالت بر آن دارد که عطارد مانند زمین دارای یک هسته فلزی است که عمدتا از آهن و نیکل تشکیل شده است. به نظر میرسد که این سیاره همانند یک آهنربای دائمی است. میدان مغناطیسی زمین صدبار شدیدتر از میدان مغناطیسی عطارد است.
| فاصله متوسط از خورشید | 57.93 کیلومتر |
| قطر استوا | 4879 کیلومتر |
| مدت حرکت وضعی | 58.65 روز زمینی |
| مدت حرکت انتقالی | 87.97 روز زمینی |
| سرعت مداری | 47.89 کیلومتر در ثانیه |
| دمای سطحی | 180- تا 430 درجه سانتیگراد |
| جرم (زمین=1) | 0.06 |
| چگالی متوسط (آب=1) | 5.43 |
| جاذبه (زمین=1) | 0.38 |
| تعداد قمر | 0 |
حوزه کالریس به وسعت 1300 کیلومتر (800 مایل) بزرگترین حوزه ناشی از برخورد شهابسنگها به سطح عطارد است. حلقههای کوهستانی هم مرکز ناشی از برخورد شهابسنگهای عظیم ، این حوزه را محصور کردهاند. کف این حوزه پوشیده از گدازه سفت شده است، همچنین گودالهای کوچک و جوان نیز در کف این حوزه یافت میشوند. کالریس واژهای لاتینی و به معنای گرما میباشد. این اسم به این دلیل انتخاب شده است که این حوزه هنگام نزدیک شدن عطارد به خورشید یک دور در میان ، رو به خورشید بوده و گرمترین نقطه سیاره میگردد.
گودالها :
سطح سیاره عطارد پوشیده از گودالهای شهابسنگی است که حدود 3.5 میلیارد سال پبش بر اثر بمباران شهابسنگها بوجود آمدهاند. اندازه گودالهای موجود در عطارد از چند متر تا 1000 کیلومتر (600 مایل) متغیر است. گودالهای بزرگتر ، حوزه نامیده میشوند. گودالها دارای مشخصاتی نظیر قلهها و حلقههای کوهستانی ، دیوارهای تراس دار و رگههایی درخشان از توف (موادی که بر اثر برخورد شهابسنگ به بیرون پرتاب میشوند) هستند. مشخصات یک گودال به اندازه ، سرعت و جهت شهابسنگی که آنرا بوجود آورده بستگی دارد.
چون ماه و عطارد هر دو فاقد جوهای قابل توجهی هستند، آب و هوا ، سطوحشان را فرسوده نمیکند. هر دو جهانهای کوچکی با ناحیه داخلی سردتر از ناحیه داخلی زمین هستند. اکنون نه آتشفشانهای فعال زیادی دارند و نه دستخوش تحول سطحی دائمی میشوند که زمین از انتقال یافتن صفحات پوستهای تجربه کرده است. فقدان جو و کوتاه بودن زمان تحول پوستهای هر دو به جرمهای کوچک ماه و عطارد مربوط میشود و جو آنها برای مدت طولانی حفظ نمیشود.
همچنین جرمهای کوچک دلالت بر این دارند که حرارت داخلیشان از تلاشی مواد رادیواکتیو نسبت به مقدار مشابه برای زمین کمتر است و جریان گرماییشان به طرف بیرون چنان سریع میباشد که هر دو جسم به سرعت سرد خواهند شد. داخل زمین داغ است و شارش گرمایی به طرف بیرون آن ، جریانهایی در گوشته پلاستیکی ایجاد میکند و اینها تحول پوسته زمین را نیرو میبخشند. ماه و عطارد هر دو فاقد این ترکیب درونی داغ و گوشته پلاستیکی هستند.
رصد کردن سیاره عطارد دشوار است. نزدیک بودن مدار آن به خورشید سبب میشود که هیچگاه ˚27 دورتر از قرص خورشید دیده نشود. در نتیجه ، تنها قبل از طلوع و غروب آفتاب میتوان آن را نزدیکی افق دید. حرکت مداری عطارد سریع است و به همین سبب ، در هر بار گردش به دور خورشید امکان دید آن به چند روز محدود میشود. عطارد نیز مانند ماه ، دوره هلالی دارد. از آنجا که هلالهای عطارد تنها به کمک تلسکوپ قابل روءیت است، اگر میخواهید عطارد را با تلسکوپ کاوش کنید، مواظب باشید که به طرف خورشید نشانه نروید.
منبع :
در شبی تاریک و صاف ، ستارگان چنان میدرخشند که گویی میتوان با دست آنها را لمس کرد. در واقع بیشتر ستارگان قابل دید برای چشم غیر مسلح ، در محدوده یک هزار سال نوری واقع هستند. گذشته از ستارگان چشمک زن ، نواری مه مانند و کم نور در سرتاسر آسمان کشیده شده است که به آن راه شیری میگوییم. این مه حفره فام ، دهها هزار سال نوری با ما فاصله دارد. با دوربین دو چشمی یا تلسکوپ کوچک ، به صورت اجتماع انبوهی از هزاران هزار ستاره کم نور دیده میشود. گرچه این ستارگان بسیار دور دست هستند، ولی مجموع نور آنها را میتوان با چشم دید.
کهکشان راه شیری ، کهکشانی مارپیچی است که شامل حدود 500 میلیارد ستاره است. این کهکشان حدود 10 میلیارد سال پیش ، از یک ابر عظیم گاز و غبار تشکیل یافت. در قسمت مرکزی کهکشان راه شیری هستهای کروی قرار دارد که ممکن است شامل یک حفره سیاه نیز باشد. هسته توسط گروهی از دنبالههای مارپیچی در برگرفته شده است. این دنبالهها از ستارههای فروزان تازه شکل یافته تشکیل شدهاند. هسته و قرص کهکشان با هالهای از ستارههایی با طول عمر بسیار زیاد ، در بر گرفته شدهاند.
قطر هسته یک کهکشان در حدود 10000 سال نوری است. قسمت احاطه کننده هسته دارای قطری برابر با 100000 سال نوری و ضخامتی برابر با 1000 سال نوری است . هاله کهکشان دارای قطری تا 50000 سال نوری است. منظومه شمسی(شامل ابر اوپتیک-اورت) با عرضی برابر با سه سال نوری نسبتا کوچک به نظر میرسد. خورشید با سرعتی حدود 220 کیلومتر (135 مایل) در ثانیه ، مرکز کهکشان را در مدت زمانی حدود 250 میلیون سال دور میزند. تا کنون خورشید 15 تا 20 دور به گرد هسته کهکشان چرخیده است.
بیرون از راستای راه شیری تعداد بسیار کمی ستاره کم نور وجود دارد. بطوری که درخشش مبهمی نیز از آنها آشکار نمیشود. به علت آنکه راه شیری دایره کاملی در سرتاسر آسمان تشکیل میدهد، در هر نقطه روی زمین میتوان بخشهایی از آن را دید. چند صورت فلکی مهم که راه شیری از میانشان میگذرد، شامل ذات الکرسی ، پرساوس ، ممسک الاعنه (ارابه ران) ، تکشاخ ، بادبان ، صلیب ، عقرب ، قوس ، دلو و دجاجه است.
انبوهترین میدان ستارهای ، در راه شیری جنوبی قرار دارد که منظر زیبایی در آسیای جنوبی و آفریقایی جنوبی بوجود میآورد. برای رصد کنندگان واقع در نیمکره شمالی ، بهترین حالت راه شیری اواخر تابستان دیده میشود. هنگامی که دجاجه را بتوان در بالای سر دید.
ما منظره کهکشان عظیم و پرستارهای را که درون آن زندگی میکنیم، به صورت راه شیری میبینیم. در کهکشان ما ، احتمالا صد هزار میلیون ستاره وجود دارد. ما در میان این کهکشان هستیم و به همین دلیل نمیتوانیم شکل کلی آن را به آسانی تجسم کنیم. در واقع ، کهکشان راه شیری ، شبیه یک چرخ فلک غول پیکر است و دو بازوی پرستاره دارد، که چندین بار به دور بخش مرکزی پیچیدهاند. طول کهکشان ما 100000 سال نوری است. 30000 سال طول میکشد تا یک پیام رادیویی از زمین به مرکز آن برسد. اگر ستارگان کهکشان را با سرعت سه ستاره در یک ثانیه بشماریم، هزار سال طول میکشد.
روشن ترین بخش راه شیری در صورت فلکی قوس است. تلسکوپهای رادیویی فرو سرخ، علامتهای پرقدرتی از این منطقه آشکار میکنند. شاید درمرکز بیظلم کهکشان ما ، یعنی نقطهای در راستای صورت فلکی قوس ، سیاهچاله بسیار بزرگی وجود داشته باشد که آزادانه ستارگان و سیارهها را میبلعد و توده انبوهی از آنها را در کنار هم جمع میکند.
منبع :