تبليغاتX
کیهان شناسی
شناخت فضا،شناخت هستی

درجه بندی صفحه ساعت خورشیدی افقی

ساعتهای خورشیدی افقی بر اساس زاویه ساعتی خورشید کار می‌کنند. صفحه‌های ساعتها به موازات صفحه افق قرار داده می‌شود. لبه شاخص این نوع ساعت خورشیدی بسوی قطب شمال مغناطیسی قرار می‌گیرد. قاعده شاخص بر خط مربوط به ساعت دوازده ظهر خورشیدی منطبق است. خط مربوط به ساعت دوازده ظهر ، که نشانه عبور خورشید از نصف النهار محل است می‌بایست دقیقا در امتداد خط نصف النهار جغرافیایی محل قرار گیرد. ارتفاع زاویه لبه شاخص از صفحه ساعت ، برابر عرض جغرافیایی محل است. محل تقاطع خطوط درجه بندی ساعت به نام مرکز ساعت خورشیدی موسوم است. در جهت بندی صفحه آن نوع ساعت خورشیدی به دو صورت ترسیمی و محاسباتی صورت می‌گردد.

درجه بندی صفحه ساعت خورشیدی از نوع سمتی افقی

چنانچه از اسم این نوع ساعت خورشیدی بر می‌آید، اساس کار آن بر سمت خورشید استوار بوده ، صفحه آن طوری به حالت افقی قرار می‌گیرد که خط ساعت 12 در امتداد نصف النهار محل قرار داشته باشد. شاخص آن از یک میله قائم تشکیل شده است. در جهت بندی این ساعت ، با استفاده از تاریخ قرار گرفتن خورشید در برجهای دوازده گانه منطقة البروج بدست می‌آید. طول میله شاخص بستگی به اندازه صفحه ساعت دارد. در موقع استفاده از ساعت ، صفحه ساعت طوری بصورت افقی قرار داده می‌شود که میله شاخص در طرف جنوب و خط ساعت 12 صفحه ساعت در امتداد خط نصف النهار محل باشد. در این حالت محل برخورد سایه شاخص با کمان مربوط به تاریخ روز ، وقت را مشخص خواهد کرد. در بسیاری از صفحات این نوع ساعت ، فواصل بین کمانهای مربوط به تاریخ ، به سه قسمت برابر تقسیم می‌شوند، در چنین صورتی مشخص کردن تاریخ بر صفحه ساعت آسانتر خواهد بود. معمولا کمانهای بدست آمده بوسیله خطوط خط چین مشخص می‌شوند. حتی ممکن است برای مشخص کردن خطوط اصلی و فرعی ، از دو رنگ مختلف استفاده کرد.

تعیین نقاط درجه بندی صفحه ساعت خورشیدی با مرکز متغیر

اساس کار این نوع ساعت خورشیدی با مرکز متغیر ، چنانکه از اسم آن پیداست، از شاخص که محل آنرا با توجه به تاریخ روز می‌بایست تغییر داده استفاده می‌شود. اساس کار این نوع ساعت خورشیدی بر سمت خورشید استوار است. دو گونه ساعت خورشیدی از این نوع وجود دارد: یکی ساعت خورشیدی آنها آنالماتیک AnalmematicDial و دیگری ساعت خورشیدی لامبرت Lambert Dial که از نام سازنده‌اش که آنرا درسال 1777 م. ساخته گرفته شده است. نقاط درجه بندی هر دو نوع ساعت به دو صورت ترسیمی و محاسباتی بدست می‌آیند.

درجه بندی صفحه ساعت خورشیدی ارتفاعی افقی

صفحه این نوع ساعت نیز به صورت افقی است، هر وقت را بر اساس اندازه گیری ارتفاع خورشید تعیین می‌کند. نظر به اینکه ارتفاع خورشید در نزدیکیهای غروب و کمی بعد از طلوع آن خیلی کم است، لذا ذر این اوقات نمی‌توان از این نوع ساعت برای تعیین وقت استفاده کرد. شاخص این ساعت ، بصورت میله‌ای نازک است که بر صفحه ساعت بصورت قائم نصب می‌گردد و محل نوک سایه بر صفحه ساعت نمایانگر فوق خواهد بود. درجه بندی صفحه این ساعت نیز به دو شکل ترسیمی و محاسباتی صورت می‌گیرد.



تصویر


 

ساخت قطب نمای خورشیدی با استفاده از دو ساعت خورشیدی

اساس کار ساعتهای خورشیدی بر سه پارامتر ارتفاع ، سمت و زوایه ساعتی خورشید استوار است. از ترکیب دو ساعت خورشیدی که هر کدام بر یکی از این سه پارامتر استوارند، می‌توان قطب نمای خورشیدی ساخت. بدین ترتیب سه نوع ترکیب می‌تواند وجود داشته باشد. برای اینکار دو ساعت انتخاب شده طوری بر یک صفحه افقی قرار داده می‌شوند که هر دو ساعت ، یک وقت را نشان دهند؛ به نام ساعت خورشیدی ترکیبی (Combined Dials) موسوم است و بصورت جهت یاب در جهت یابی نیز بکار گرفت. یک جهت یاب خورشیدی که بدین ترتیب ساخته می‌شود، می‌بایست قابل حمل باشد و لذا باید از ساعتهایی استفاده کرد که صفحه آنها در ابعاد کوچک همخوانا و واضح باشد. به علاوه باید از ساعتهایی استفاده شود که بتوانند وقتی خورشیدی را در تمام طول روزشان دهند. بهترین ساعت خورشیدی ترکیبی ، از مجموعه یک ساعت خورشیدی افقی و یک ساعت خورشیدی با مرکز متغیر بدست می‌آید. تنها عیب این ابزار در این اس تکه فقط در محوطه‌ای با عرض جغرافیایی مشخص که برای آن طراحی شده است، قابل استفاده است. دقت این بستگی به دقت بکار رفته در ساخت آن دارد.

ساعت خورشیدی به عنوان جهت یاب خورشیدی

می‌توان ساعات خورشیدی از نوع جهتی را که به دقت ساخته شده باشد در جهت یابی بکار گرفت. البته این کار نیازمند انجام دادن مقدار کمی محاسبه و در دسترس داشتن ساعتی دقیق است. در آغاز قرن هیجدهم ، ساعتهای مکانیکی بیشتر مورد توجه قرار گرفتند، اما با وجودی که ممکن است عجیب به نظر برسد، رواج ساعتهای مکانیکی موجب موجب عقب ماندگی ساعتهای خورشیدی هستند، بلکه سبب پیشرفت آنها گردید. بیشتر ساعتهای مکانیکی این دوره زیاد دقیق نبودند، لذا ساعتهای خورشیدی برای کنترل و میزان کردن آنها بکار می‌رفتند.

سیستم دقیق زمان سنجی امروزه را می‌توان در کاربرد ساعت خورشیدی به عنوان جهت یاب بکار گرفت. ساعتهای معمولی وقت شمسی متوسط را برای نصف النهار استاندارد منطقه مورد نظر تعیین می‌کنند. اما ساعتهای خورشیدی وقت حقیقی را بر این نصف النهار محلی که ساعت خورشیدی برای آن طراحی شده و در آنجا بکار برده می‌شود معلوم می‌کنند. با بکار بردن پارامتر تعدیل زمان و تصحیح مربوط به اختلاف طول جغرافیایی وقت شمسی متوسط را به وقت شمسی حقیقی تبدیل کرد. لذا با در دست داشتن یک ساعت میزان شده می‌توان وقتی را که آن ساعت نشان می‌دهد، به وقت شمسی حقیقی تبدیل کرد. سپس ساعت خورشیدی جهتی را طوری بر یک صفحه افقی قرار می‌دهد که همان وقت شمسی حقیقی محاسبه شده را نشان دهد. در این صورت خط مربوط به ساعت دوازده ظهر شمسی حقیقی امتداد نصف النهار محلی را که ساعت خورشیدی برای آن ساخته شده معین خواهد کرد. دقت این روش بستگی به دقت ساخت ساعت خورشیدی و دقت در قرار دادن آن خواهد داشت. تنها این روش ، نیاز به دانستن مختصات جغرافیایی محل است که از قبلی می‌بایست معلوم شده باشد.



تصویر


 

بکار بردن کرونومتر خورشید (Heliochorometer) به عنوان جهت یاب خورشیدی

زمانی برای میزان کردن ساعتهای مکانیکی از ساعتهای خورشیدی استفاده می‌شد. اما ممکن است با استفاده از وقت نشان داده شده توسط ساعتهای متداول کرونومترهای خورشیدی را در جهت یابی بکار گرفت. بدین صورت که کرنومتر خورشیدی به صورتی قرار داده می‌شود که همان وقت ساعتهای معمولی را نشان دهد. کرونومتر و یا زمان سنج خورشیدی چنانچه از اسم آن پیداست اوج تکامل ساعتهای خورشیدی است. ساختمان آنها معمولا پیچیده و در نهایت ظرافت ساخته می‌شوند. از سیمی نازک به عنوان شاخص استفاده شده و به منظور نشان دادن تقسیمات کوچکتر وقت ، از قیبل دقیقه و حتی ثانیه از چرخ دنده‌ها استفاده می‌شود. پایه آنها مجهز به پیچهای تنظیم و تراز است. معمولا بیشتر از نوع ساعت خورشیدی استوایی (Equatorial Dial) و یا ساعت خورشیدی به شکل چند حلقه‌ای (Armillary Dial) استفاده می‌شود.

گاه کرونومتر خورشیدی به شکل نیم استوانه نیز ساخته می‌شود. برای خواندن دقیقه درجات صفحه ساعت از ورینه (Vernier) نیز استفاده می‌شود. ورینه وسیله‌ای است که برای خواندن کسری از کوچکترین درجه یک درجه بندی بکار برده می‌شود. کرونومترهای خورشیدی را می‌توان به نحوی ساخت که قابل تنظیم در عرضهای جغرافیایی مختلف باشند. بنابراین از یک کرونومترخورشیدی که وقت رسمی را نشان دهد، می‌توان در جهت یابی استفاده کرد. در این صورت خطوط مربوط به ساعت دوازده ظهر شمسی حقیقی ، جهت شمال و جنوب جغرافیایی را مشخص خواهد کرد. اما در چنین حالتی اطلاع از طول و عرض جغرافیایی محل ضروری است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 18:8  توسط مرکوری  | 

زهره یکی از سیاره‌هایی است که می‌توان آن را به آسانی در آسمان پیدا کرد. زهره گاهی 'ستاره شام' نامیده می‌شود. این سیاره درخشان بیش از هر سیاره دیگر ، به زمین نزدیک می‌شود و در نزدیکترین نقطه به ۴۲ میلیون کیلومتری ما می‌رسد. در روشنترین حالت ، پس از ماه ، درخشنده‌ترین جرم آسمانی است. هنگام طلوع خورشید در مشرق دیده می‌شود و هنگام غروب خورشید در مغرب. شعاع زهره نزدیک به ۶۱۰۰ کیلومتر و چگالی آن ۵۰۱ گرم بر سانتیمتر مکعب است.



img/daneshnameh_up/e/e8/Mehvarezohre.jpg





سیاره دوقلوی زمین

زهره دومین سیاره خاکی از طرف خورشید و نزدیکترین سیاره به زمین است. زهره 'الهه عشق' نامیده می‌شود و شباهت زیادی در اندازه و جرم به زمین دارد. زهره و زمین دوقلو هستند، زیرا جرم و اندازه تقریبا یکسانی دارند. با وجود این در سایر جهات به مقدار زیادی متفاوت هستند.

جو زمین و زهره بسیار متفاوت است.اکسیژن و نیتروژن گازهای اصلی جو زمین هستند، ولی در جو زهره ، گاز مسموم کننده دی اکسید کربن وجود دارد. در بالای جو زهره ، حتی ابرهایی از اسید سولفوریک نیز یافت می‌شود. یکی از ویژگیهای مهم جو زهره آن است که مانند شیشه گلخانه عمل می‌کند. شیشه‌های گلخانه ، پرتوهای پرانرژی خورشید را به درون گلخانه راه می‌دهند و در نتیجه خاک گرمای کافی به‌دست می‌آورد. اما این شیشه‌ها از خروج انرژی که بوسیله خاک و گیاهان تولید می‌شود، جلوگیری می‌کنند. از این رو ، انرژی در گلخانه حفظ می‌شود و دمای آنجا بالا می‌رود (اثر گلخانه‌ای).

در زهره نیز گاز چگال دی‌اکسید کربن تقریبا همین رفتار را دارد. حفظ شدن گرما در آن ، دمای زهره را به ۵۰۰ درجه سانتیگراد می‌رساند، که از دمای سطحی عطارد
(نزدیکترین سیاره به خورشید) نیز بیشتر است. در جو زهره ، به قدری دی‌اکسید کربن وجود دارد که فشار ناشی از آن ، حدود یکصد برابر فشار جو زمین است. این فشار برابر است با فشاری که در عمق یک کیلومتری اقیانوسهای زمین وارد می‌شود.

حرکت ظاهری

تقریبا چرخش دایره‌ای (e=0.0068) مدار زهره نسبت به دایرة ‌البروج ۳.۳۹ درجه شیب دارد و دارای نیم قطر اطول 0.7233 Au و دوره تناوب مداری نجومی 224.70 شبانه ‌روز می‌باشد. در هر مدار زهره ، عطارد و زمین سیاره‌های فوق‌العاده درخشانی هستند. مطالعات انتقال دوپلری راداری نشان می‌دهند که سیاره‌ای با یک دوره تناوب نجومی‌ ۲۴۳.۰۱ شبانه‌روز با حرکت برگشتی می‌چرخد و شیب صفحه مدار نسبت به استوایش فقط 3 درجه است. چرخش این سیاره به دور محور خود ، معکوس است و یک دور آن ۲۴۳روز زمینی طول می‌کشد. در حالی که در ۲۲۵ روز ، یک بار خورشید را دور می‌زند. روز خورشیدی در زهره برابر ۱۱۸ روز زمین است، یعنی هر سال آن دو شبانه‌روز طول می‌کشد.



فاصله متوسط از خورشید 108/20 کیلومتر
قطر استوا 12104 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 243/01 روز زمینی
مدت حرکت انتقالی 224/70 روز زمینی
سرعت مداری 35/03 کیلومتر در ثانیه
دمای سطحی 480 درجه سانتیگراد
جرم (زمین=1) 0/81
چگالی متوسط (آب=1) 5/25
جاذبه (زمین=1) 0/93
تعداد قمر 0





مشخصه‌های فیزیکی

فاصله زمین تا زهره را می‌توان مستقیما توسط رادار اندازه گرفت، سپس شعاع فیزیکی آن را از روی قطر زاویه‌ای بدست آورد. زهره دارای شعاع ۶۰۵۲ کیلومتر است که فقط ۵ درصد از شعاع زمین کوچکتر می‌باشد. زهره مانند عطارد هیچ قمر طبیعی شناخته شده‌ای ندارد و بنابراین تنها وقتی که یک فضا پیما از آن می‌گذرد، یا آنرا دور می‌زند، می‌توان به دقت جرم آنرا محاسبه کرد. بسیاری از سفینه‌های فضایی که سعی داشتند در سطح زهره فرود آیند در اثر تراکم جو و گرمای زیاد آن نابود شده‌اند، ولی سرانجام در ۱۹۷۵ میلادی (۱۳۵۴شمسی) دو سفینه روسی ، که شبیه به دستگاههای اکتشاف اعماق دریا بودند، نخستین عکسها را با موفقیت از سطح آن به زمین مخابره کردند. در این عکسها ، منظره‌ای از صخره‌های تیز و نمودهای هموار دیده می‌شود. اندازه بیشتر صخره‌ها از ۳۰ تا ۶۰ سانتیمتر است.



img/daneshnameh_up/a/a4/Sakhtarezohre.jpg


اشکال سطحی

سطح زهره را با ارسال خاک ‌نشینهایی برای عکسبرداری یا انتشار علامتهای راداری برای نقشه‌برداری از عوارض آن می‌توان مورد بررسی قرار داد. این کار اخیر فلات بلند ، آتشفشانهای غول پیکر ، حفره‌های بهم فشرده و شکافهای طولانی دره‌ها را آشکار کرده است. سرتاسر زهره کاملا مسطح به نظر می‌رسد. اختلافات ارتفاعات سطحی کوچکند و به استثنا تعداد کمی از ‌نواحی مرتفع ، آنها ۲ تا ۳ کیلومتر ارتفاع دارند.

در سطح زهره اختلاف بین سطوح بلند و پست ۱۱۲ کیلومتر است. در حالی که این اختلاف برای ماه و عطارد ۴ کیلومتر و برای
مریخ ۲۵ کیلومتر و برای زمین ۹ تا ۲۰ کیلومتر است. سیمای نقشه‌برداری شده زهره ، در دو نیمه جنوبی و شمالی ، بطور قابل توجهی با یکدیگر اختلاف دارد. ناحیه شمال ، کوهستانی با فلاتهای مرتفع بدون آتشفشان است. در مقابل ، قسمت جنوبی ، شامل سطح نسبتا تخت آتشفشانی زمینی می‌باشد.

میدان مغناطیسی

یک هسته آهن _ نیکل که قسمتی از آن مایع است ، در مقایسه با زمین ، دلالت بر این دارد که بایستی زهره یک میدان مغناطیسی داشته باشد. چون زهره ۴۳ مرتبه آهسته‌تر از زمین می‌چرخد، انتظار داریم که دیناموی ذاتی آن ضعیف‌تر و شدت میدان مغناطیسی آن کمتر از زمین باشد، اما تا به امروز هیچ وسیله‌ای هیچگونه میدان مغناطیسی‌ای را آشکار نکرده است. اگر میدان مغناطیسی وجود داشته باشد، اندازه‌گیریها دلالت می‌کنند که بایستی حداقل 14-10 برابر میدان مغناطیسی زمین باشد، اما این مقدار خیلی ضعیفتر از میدان مغناطیسی است که از یک مدل دیناموی ساده انتظار می‌رود.

یک توضیح ممکن آن است که: می‌دانیم که میدان مغناطیسی ضرورتا صفر است. بنابراین ، ممکن است وضعیت کنونی زهره نیز چنین باشد (معکوس شدن اخیر قطبهای زمین تقریبا هر یک میلیون سال یا در آن حدود اتفاق افتاده است).



img/daneshnameh_up/3/3f/Venusvenera13right.jpg
تصویری از سطح سیاره زهره


تحول سطح

پوسته زهره همانطور که تحت تاثیر ظهور دره‌های تنگ و عمیق ، جایی که صفحات کمی ‌جدا شده‌اند و نیز جلگه‌های کوهستانی مرتفع ، محلی که صفحات باهم تصادم کرده‌اند، قرار گرفته است. این صفحات مقداری جابه‌جایی‌های سطحی نیز دارند. ناحیه حفره‌ای پراکنده شده زمینی بر این دلالت دارد که حرکات صفحات سطحی یک فرآیند گسترده سیاره‌ای نبوده‌اند. در صورتی‌که ، بر روی زمین این چنین بوده است.

تاریخ اولیه زهره (دیرتر از چهار میلیارد سال قبل) بایستی از
تاریخ زمین پیروی کرده باشد، زیرا این دو سیاره ، چگالی ، جرم و اندازه‌های مشابهی دارند. حدس می‌زنیم که زهره در حدود ۴.۶ میلیارد سال قبل با سایر سیارات خاکی شکل گرفته باشد. لایه‌های داخلی زهره ، همانطور که برای زمین اتفاق افتاده است، به سبب گرمای داخلی تشکیل شده‌اند.

رصد زهره

فضاپیما ها توانسته‌اند با استفاده از رادار ، نقشه ۹۸ درصد سطح سیاره زهره را ترسیم کنند. روی هم رفته ، سطح زهره صافتر از سطح زمین است و صحراهای داغ و دشتهای وسیع آتشفشانی حدود دو سوم سیاره را پوشانده‌اند. نواحی فلاتی متعددی نیز به ارتفاع چند کیلومتر در دشتها وجود دارند. ناحیه کوهستانی ماکسول مونته با ارتفاعی حدود ۱۱ کیلومتر (۶.۸ مایل) بیش از حد متوسط ارتفاع ، مرتفعترین نقطه سیاره زهره است. آتشفشانها در تمام سطح سیاره پراکنده شده‌اند که وسعت بعضیها به ۱۶۰ کیلومتر (۱۰۰ مایل) می‌رسد.



img/daneshnameh_up/6/64/Koohayezohre.jpg
سیاره‌ای نه چندان مسطح
ارتفاع بعضی کوههای زهره بیشتر از
کوه اورست، بلندترین کوه زمین است.





اگر از بالای قطب شمال نگاه کنیم خواهیم دید که اکثر سیارات و قمرهای منظومه شمسی به دور محور خود چرخیده و در جهت عکس عقربه‌های ساعت به دور خورشید در حال گردشند. اما جهت چرخش سیاره زهره برخلاف سایر سیارات ، در جهت عقربه‌های ساعت است. دلیل قطعی این امر هنوز مشخص نیست، اما به نظر بعضی ستاره شناسان جهت چرخش سیاره زهره نیز زمانی مانند سایر سیارات بوده ، اما بر اثر تصادم با یک سیاره یا سیارک دیگر ، این جهت معکوس شده است.

روند شبیه سازی سایر سیارات به زمین ، زمین سازی نامیده می‌شود. به نظر بعضی دانشمندان این روند می‌تواند با کاشت هاگهای گیاهی در جو سیاره زهره شروع شود. در مورد اینکه یک موجود زمینی بتواند در دمای سیاره زهره زنده بماند تردید وجود دارد. ولی فرض بر این است که هاگهای دی‌اکسید کربن موجود در جو زهره را جذب کرده، از طریق فتوسنتز اکسیژن آزاد خواهند کرد. این کار منجر به زنجیره‌ای از حوادث شده و احتمالاً شرایط حیاتی مناسبتری از آنچه که ما از آن مطلع هستیم بوجود خواهد آورد.

منبع :

www.daneshnameh.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 22:47  توسط مرکوری  | 

اجرام آسماني هميشه زمين را تهديد کرده اند و در طول تاريخ ، بارها به آن برخورد کرده اند. 65 ميليون سال پيش ، برخورد سيارکي 10 کيلومتري به کوهستان يوکاتان در مکزيک ، گودالي به قطر 200 کيلومتر پديد آورد و آن قدر گرد و غبار در جو زمين پخش کرد که تا سالها، سطح زمين رنگ خورشيد را نديد و دوسوم موجودات زنده روي زمين از جمله دايناسورها از بي غذايي منقرض شدند.
سالهاي آغازين قرن بيستم (1908) ، انفجار توده اي 50 متري از بقاياي دنباله دارها بر فراز رودخانه تونگاسکا در سيبري روسيه ، جنگل وسيعي را در انفجاري که 600 برابر انفجار هسته اي هيروشيما قدرت داشت ، سوزاند و انسان متمدن را با شدت تخريب برخورد اجرام آسماني ، بيش از پيش آشنا کرد. برخورد دنباله دار شوميکر - لوي 9 با سياره مشتري در سال 1373 و مشاهده اثرات گسترده اين برخورد نيز نگراني دانشمندان را بيش از پيش افزايش داد.
در تلاش براي شناسايي اين اجسام خطرناک ، دانشمندان توانسته اند حدود 3500 جسم آسماني نزديک به زمين را شناسايي کنند و پيش بيني مي کنند که 100 هزار جسم ديگر حوالي مدار زمين وجود دارد که هر يک مي تواند براي زمين و ساکنان آن خطرساز شود. اما برخي از اين اجرام ، خيلي بيشتر از آنچه فکر مي کنيد، براي زمين خطرساز بوده اند. آپوفيس ، يکي از آنهاست.

آذرماه 1383 براي جهانيان يادآور چهره ويرانگر آبهاي آرام زمين است. زمين لرزه اي شديد در نزديکي سواحل اندونزي ، سونامي بزرگي را در اقيانوس هند پديد آورد و امواج غول پيکر درياهاي آزاد، سواحل بي دفاع را زير فشار خردکننده آب له کرد. چشمان جهانيان به سواحل اقيانوس هند دوخته شد و تلاش براي کمک رساندن به آسيب ديدگان اين منطقه پرجمعيت در صدر فعاليت هاي جهاني قرار گرفت ؛ اما در حالي که بيشتر مردم ، مهياي برگزاري مراسم آغاز سال نوي ميلادي بودند و اندک روزنامه نگاران فعال به پوشش خبري سونامي مي پرداختند، اضطراب شديدي بر مراکز فضايي ايالات متحده حکمفرما شده بود، البته نه از بابت سونامي که از جانب صخره اي چند صد متري که هر لحظه ، احتمال برخوردش با زمين قطعيت بيشتري مي يافت.
اين صخره خطرناک ، عضوي جديد از گروه سيارک هاي آتن بود که داخل مدار زمين به دور خورشيد مي گردند. اين عضو جديد که 2004MN4 نام گرفته بود، در خرداد همان سال کشف شده بود، اما به دليل شرايط بسيار نامساعد رصد از نظرها پنهان شده بود. خوشبختانه رصدگران توانستند اين سيارک را آذرماه همان سال دوباره پيدا کنند و با رصد دقيق تر، مدار اين جسم آسماني را بدقت تعيين کنند. داده هاي مداري اوليه نشان مي داد که اين سيارک فروردين ماه 1408 / آوريل 2029 با زمين برخورد مي کند.
معمولا وقتي سيارک جديدي در گروه سيارک هاي نزديک به زمين کشف مي شود، اطلاعات اوليه به قدري اندک است که در نگاه اول ، همه شان به زمين برخورد مي کنند؛ اما با رصدهاي بيشتر و تعيين مدار دقيق تر اين احتمال کاهش مي يابد و در نهايت مشخص مي شود که اين جسم به هيچ وجه با زمين برخورد نمي کند. اما درباره 2004MN4 عکس روال معمول اتفاق افتاد.
اولين گزارش رسمي ناسا از اين جسم 24 دسامبر منتشر شد و احتمال برخورد را يک در 233 اعلام کرد، اما اواخر همان روز، مدار جديدي که بر پايه 64 رصد اين سيارک به دست آمد، اين احتمال را تا يک در 62 (1.6 درصد) افزايش داد. تا فرداي آن روز، 37 رصد ديگر انجام شد و برپايه 101 رصد موجود، مدار اين سيارک با دقت بيشتري تعيين شد که نتيجه آن ، احتمال برخورد به يک در 45 (2.2 درصد) افزايش يافت. 26 دسامبر، 169 رصد انجام شده بود و احتمال برخورد همان 2.2 درصد باقي ماند. روز بعد، بر پايه 176 رصد انجام شده ، احتمال برخورد به يک در 37 (2.7 درصد) افزايش يافت.
اين ، جدي ترين خطر برخورد سيارک ها با زمين در سالهاي اخير بود.اما در طول اين چند روز دلهره آور، گروهي از اخترشناسان سراغ آرشيو تصاوير رصدخانه ها رفتند و سعي کردند 2004MN4 را در آنها بيابند. خوشبختانه تلاش آنها به ثمر رسيد و آنها توانستند موقعيت اين سيارک را در دوره اي 287 روزه ، از اسفند 1382 تا آذر 1383 به دست آورند. اين داده ها براي تعيين مدار دقيق اين سيارک کافي بود. مدار دقيق اين سيارک نشان داد اين جسم فروردين 1408 هجري شمسي با زمين برخورد نمي کند، بلکه از فاصله نزديک 60 هزار کيلومتري سطح زمين عبور خواهد کرد. به اين ترتيب ، احتمال برخورد اين سيارک با زمين در سال 1408 به يک در چند ميليون کاهش پيدا کرد که حول وحوش احتمال برخورد سيارک هاي ديگر به زمين است.
رصدهاي دقيق چند روز بعد، دانشمندان را از عدم برخورد اين سيارک با زمين مطمئن کرد. اطلاعات مداري نشان مي داد ملاقات نزديک اين جسم با زمين ، تغيير چنداني در مدارش ايجاد نمي کند و خطر برخورد اين جسم با زمين در ملاقات هاي بعدي ، بسيار کمتر از ملاقات 1408 هجري شمسي است.
با برطرف شدن خطر برخورد اين جسم آسماني ، دانشمندان نفس راحتي کشيدند که هفته آخر ماه دسامبر، همه روزنامه نگاران متوجه سونامي بودند و کسي به بازتاب اين احتمال هاي برخورد نپرداخت. فکرش را بکنيد، جهانيان بتازگي گرفتار قهر طبيعت شده بودند و اگر اعلام مي شد 25 سال ديگر سيارکي 400 متري به زمين برخورد مي کند، چه اتفاق هايي که نمي افتاد. خوشبختانه موضوع اين سيارک ويرانگر در امواج سونامي پنهان ماند و تنها در مجامع علمي به آن اشاره مي شد. کارشناسان با اطمينان کامل اعلام کردند که شامگاه 24 فروردين 1408 هجري شمسي ، ساکنان اروپا و آسياي غربي مي توانند اين سيارک را به شکل جسمي کم نور رصد کنند که طي چند ساعت ، عرض آسمان را طي مي کند. چنين ملاقات نزديکي با سيارکي هم اندازه 2004MN4 به طور متوسط هر هزار سال يکبار اتفاق مي افتد.

بازگشت براي نابودي
يک ماه بعد، اطلاعات دقيق تري از مدار اين سيارک به دست آمد که کارشناسان را دوباره نگران کرد. تلسکوپ راديويي آريسبو در پرو که بزرگترين بشقاب راديويي زمين است ، اين بار در نقش رادار مورد استفاده قرار گرفت و اوايل بهمن ماه ، رصد بسيار دقيقي از اين سيارک انجام داد. مدار جديدي که برپايه داده هاي راداري به دست آمد، نشان داد که ملاقات اين سيارک با زمين در فروردين 1408 هجري شمسي در فاصله بسيار کمتر 30 هزار کيلومتري سطح زمين انجام خواهد شد و اين سيارک از ماهواره هاي مخابراتي زمين ثابت که در ارتفاع 36 هزار کيلومتري قرار دارند، به زمين نزديکتر خواهد شد. اين مقدار، نصف فاصله اي بود که در محاسبات پيشين به دست آمده بود و سبب مي شد گرانش زمين مدار اين سيارک را حدود 28 درجه منحرف کند.
شبيه سازي ها نشان داد اين انحراف به قدري است که مي تواند به برخورد اين سيارک با زمين در ملاقات آينده ، يعني فروردين 1415 / 2036 منجر شود. روز از نو و روزي از نو!
رصد آريسبو 2 نتيجه مهم در پي داشت ؛ اول اين که نشان داد روشهاي موجود در تعيين مدار اجرام سماوي و تحليل هاي رياضي آن خطا دارند و ديگر نمي توان به اين روشها اطمينان کامل داشت ؛ بنابراين بايد به فکر روشهاي جديدتر و رصدهاي دقيق تر بود. نتيجه دوم ، تلاش براي مقابله با برخورد 1415 / 2036 بود. برخي اخترشناسان که احساس مي کردند ناسا خطر برخورد اين جسم آسماني را آنچنان که بايد جدي نگرفته است ، گرد آمدند و تحت سرپرستي راستي شوي کارت ، فضانورد آپولو 9گروهي را تاسيس کردند تا جهانيان را متوجه خطر برخورد اين سيارک به زمين کنند و روشهايي براي مقابله با اين خطر تدوين کنند.
اين گروه ، عنوان ب 612 را براي خود برگزيد که شايد مشهورترين سيارک شناخته شده براي مردم روي زمين باشد، همان سيارکي که شازده کوچولوي داستان آنتوان دو سنت اگزوپري آنجا را به قصد ديدار زمين ترک گفت.
شبيه سازي هاي رايانه اي نشان مي داد سيارک 2004MN4 در عبور از 30 هزار کيلومتري زمين ، 28درجه منحرف مي شود و مدار به شکلي تغيير مي کند که اين سيارک از گروه آتن خارج و وارد گروه آپولو مي شود. آپولو، گروهي از سيارک هاي نزديک زمين است که خارج از مدار زمين گردش مي کنند. اخترشناسان ، چند ناحيه بسيار کوچک را در نزديکي زمين شناسايي کردند که اگر سيارک از آنها عبور مي کرد، قطعا در سال 1415 با زمين برخورد مي کرد. اين مناطق که بيش از 600 متر پهنا نداشتند، همچون لبه تيغي هستند که لغزش سيارک روي آنها، سرنوشت زمين را رقم مي زند.
تيرماه 1384، اين سيارک رسما شماره گذاري شد. 99942آپوفيس ، عنوان جديد اين سنگ آسماني بود و الحق که براي سيارکي که اين همه آشفتگي در منظومه شمسي پديد خواهد آورد، عنوان برازنده اي است. آپوفيس ترجمه يوناني آپپ است ، مظهر شيطان و آشفتگي در مصر باستان. آنان آپپ را دشمن روشني و نظم مي دانستند که در قالب ماري بزرگ ، هر عصرگاه به خورشيد حمله مي کرد و پرده اي از تاريکي بر زمين مي گسترد. بعضي وقتها آپپ گستاخ تر مي شد و روز هنگام نيز به خورشيد حمله مي کرد که نتيجه اش ، خورشيدگرفتگي بود. صد البته که خورشيد در هر مبارزه پيروز مي شد!
رصدهاي دقيقي که در سالهاي 1384 و 1385 انجام شد، دقت اندازه گيري ها و مدار اين سيارک را بسيار افزايش داد و کارشناسان مکانيک مداري توانستند برنامه حرکت اين تکه سنگ را با قطعيت بيشتري پيش بيني کنند. طبق جديدترين تحليل ها، اين سيارک فروردين 1408 ، از نزديکي هيچ يک از لبه هاي تيغ عبور نمي کند و در ملاقات بعدي که ظهر روز 23 فروردين 1415 هجري شمسي انجام خواهد شد، از فاصله 3400 کيلومتري سطح زمين عبور خواهد کرد. احتمال اين برخورد فعلا دوهزارم درصد است و به نظر نمي رسد اين دنباله دار در 100 سال آينده ، زمين را با خطر روبه رو کند. از قرار معلوم ، شيطان ويرانگر فرصت تخريب زمين را هنوز به دست نياورده است.
جايزه اي براي ملاقات با شيطان
سيارک آپوفيس بين 250 تا 300 متر پهنا دارد و جرمش بيش از 20 ميليارد کيلوگرم نيست. در اين ابعاد، آپوفيس در مقايسه با اجرام منظومه شمسي ذره غباري بيش نيست و حتي عبور از نزديکي يک تکه سنگ چند کيلومتري هم مي تواند مسير اين سيارک را منحرف کند. مدار فعلي آپوفيس ، بيضي بزرگي به قطر 276 ميليون کيلومتر است (قطر مدار زمين 300ميليون کيلومتر است) که اين تکه سنگ ، هر 323 روز يک بار روي آن مي گردد. سرعت متوسط آپوفيس روي اين مدار 31 کيلومتر در ثانيه است.
با اين سرعت زياد و در چنين مسافت طولاني اي ، کمترين لغزش در مسير به انحرافي بزرگ منجر مي شود. آپوفيس کافي است تنها چند صدم ثانيه تغيير مسير بدهد تا روي يکي از آن لبه هاي تيغ بلغزد و زمين را تهديد کند. از سوي ديگر، هنوز 22 سال ديگر تا ملاقات 1408 مانده که در اين مدت ، هزار و يک اتفاق خواهد افتاد و ممکن است مسير اين دنباله دار بارها تغيير کند. با اين وصف ، چگونه مي توان اطمينان داشت اين سيارک زمين را تهديد نمي کند؟
در کنار انحراف هاي احتمالي مدار آپوفيس ، اين سوال نيز مطرح است که آيا ابزارها، روشها، تحليل ها و اندازه گيري هاي ما به اندازه کافي دقيق هستند؟ نمونه نگران کننده اي از اين خطاها را در تعيين کمترين فاصله آپوفيس با زمين در فروردين 1408 ديديم و مي دانيم احتمال خطاهاي بزرگتر نيز وجود دارد. نمونه هاي ديگري نيز وجود دارد که با خوش شانسي فوق العاده اي از آنها جان سالم به در برده ايم! در سال 2002، سيارکي به ابعاد 120 متر در 50 متر از فاصله 120 هزار کيلومتري زمين عبور کرد، يعني يک سوم فاصله ماه تا زمين.
اخترشناسان زماني متوجه گذر اين جسم شدند که 3 روز از نزديکترين ملاقات گذشته بود! البته اين جسم اگر به سمت زمين هم منحرف مي شد، به احتمال زياد، تکه تکه مي شد و خطري جهاني پديد نمي آورد؛ اما گذر چنين جسم بزرگي از فاصله اي به اين نزديکي ، آن هم بدون آشکار شدن در سيستم هاي خودکار جستجوگر اطراف زمين ، آيا اين معني را به دنبال ندارد که روشهاي فعلي ما به کارآمدي صددرصد نرسيده اند؟ نگاهي به جدول شماره مي تواند نماي بهتري از اين اجسام سرگردان اطراف زمين به شما بدهد.
در حال حاضر، مرکز NEO در ناسا مشغول فعاليت است که هدفش ، شناسايي و تعقيب مدار اجرام نزديک زمين است. نئو تا آذرماه سال 1387 ، حداقل 90 درصد از 1100 سيارک بزرگتر از يک کيلومتر را در اطراف زمين شناسايي و مدار آنها را تعيين خواهد کرد. اين مرکز همچنين وضعيت مدار سيارک ها را بدقت زير نظر دارد تا هر تغيير اندکي را تشخيص دهد و هميشه به جديدترين مسير حرکت اين اجرام دسترسي داشته باشد؛ اما رصد اين اجرام کار ساده اي نيست.
سيارک هاي نزديک زمين و بخصوص گروه آتن ، بيشتر وقت خود را نزديک به خورشيد مي گذرانند و شرايط مناسب رصد آنها زماني حاصل مي شود که به نزديکي زمين رسيده باشند. براي آپوفيس ، اين فرصت هر 6 تا 8 سال يکبار تکرار مي شود که آخرين آنها سالهاي 1383 و 1384 بود. فرصت بعدي اين ملاقات ، سال 1392 / 2013 فراهم مي شود و همين ، شرايط تعقيب اين سيارک را با دشواري روبه رو کرده است. البته سال 2013 ، آپوفيس در نزديک ترين فاصله هنوز 14 ميليون کيلومتر با زمين فاصله دارد که براي رصد مرئي بسيار دور است ، اما آنقدر نزديک هست که بتوان با استفاده از رادار، مدار آن را بدقت اندازه گيري و مسير آن را حداقل تا سال 1450 / 2070 پيش بيني کرد.اما تمام اين تلاشها براي کسب اطمينان درباره برخورد آپوفيس کافي نيست.

شامگاه 24 فروردين 1408 خورشيدي مي توانيد سيارک ويرانگر را به شکل نقطه اي کم فروغ حتي در آسمان شهرها ببينيد

ازاين رو انجمن سياره اي به همراه ناسا، آژانس فضايي اروپا، انجمن دانشگاه هاي پژوهشگر در نجوم و گروه ب612، مسابقه اي بين المللي براي طراحي کامل يک ماموريت ملاقات با اين خرده سنگ ترتيب داده است. در اين ماموريت ، فضاپيما از زمين به سوي سيارک پرواز مي کند، در مدار آن قرار مي گيرد و شرايطي فراهم مي کند که بتوان موقعيت لحظه به لحظه اين سيارک و مدار حرکتش را با دقت مشخصي اندازه گيري کرد. اين اطلاعات يکبار و براي هميشه مشخص خواهد کرد که آيا اين سيارک با زمين برخورد خواهد کرد يا خير. در طرح کامل بايد تمام جوانب يک ماموريت فضايي مانند هزينه ها و منابع مالي ، زمانبندي ساخت و پرتاب ، مدار حرکت ، شرايط ملاقات ، امکان ارسال اطلاعات و هر مساله مهم ديگر مطرح شده باشد.
تاکنون گروههاي بين المللي فراواني در اين مسابقه ثبت نام و عزم خود را براي بردن جايزه 50 هزار دلاري جزم کرده اند. اين مسابقه همچنين جايزه اي 5 هزار دلاري براي برترين طرح دانش آموزي و دانشجويي پيش بيني شده است.
اگر علاقه منديد، مي توانيد با مراجعه به پايگاه اينترنتي www.planetary.org اطلاعات بيشتري به دست آوريد.
اگر آپوفيس با زمين برخورد کند
ورود سنگهاي آسماني به زمين ، تنها مکانيسم شناخته شده افزايش خاک زمين است. البته اين افزايش خيلي نيست ، به طوري که ضخامت پوسته زمين هر هزار سال تنها چند ميلي متر افزايش مي يابد؛ اما جداي اين تاثير مثبت ، برخورد سنگهاي آسماني با زمين نتايج مختلفي در پي خواهد داشت. برخي از اين اجرام آن قدر کوچکند که تمام و کمال در جو مي سوزند و شهابهاي درخشان پديد مي آورند. اگر اندکي سنگين تر باشند، بخشي از آنها به زمين مي رسد و به شکل شهابسنگ بر سطح زمين باقي مي مانند. اگر اين شهابسنگ اندکي سنگين تر و بزرگتر باشد، گودالي برخوردي ايجاد مي کند که البته پس از سالها فرسايش ، چيزي از آن باقي نمي ماند.
جو زمين قابليت دارد که سيارک هاي کوچکتر از 100 متر را تکه تکه و آنها را در محيط وسيع تري پراکنده کند؛ اما سيارک هاي بزرگتر معمولا بدون آن که ماده زيادي از دست بدهند، با سرعت چندين کيلومتر در ثانيه به سطح زمين برخورد مي کنند و خسارت هاي فراواني بر جاي مي گذارند. جدول 2 ، اطلاعات جامعي را درباره برخورد سيارک هاي مختلف و آثار مخرب آنها بر زمين و حيات بازگو مي کند.
نتايج برخورد
سيارک در جو فوقاني متلاشي مي شود و به شکل شهابهاي معمولي تا آذرگوي هاي فوق العاده درخشان ديده مي شود.
سيارک هاي آهني گودال برخوردي ايجاد مي کنند، سيارک هاي سنگي در جو پاييني و نزديک سطح زمين منفجر مي شوند.
سيارک در برخورد با سطح زمين منفجر مي شود. اگر سيارک به اقيانوس برخورد کند، سونامي مخربي براي سواحل نزديک ايجاد مي کند.
برخورد با سطح زمين منجر به تشکيل گودال برخوردي بزرگ مي شود، برخورد با اقيانوس ، سونامي عظيمي را در سطح اقيانوس پديد مي آورد.
برخورد با خشکي گودال برخوردي عظيمي پديد مي آورد، برخورد با اقيانوس ، سونامي غول پيکري با ارتفاع چندين کيلومتر پديد خواهد آورد.
اين برخورد چه در خشکي و چه در آب ، آنقدر غبار در جو مي پراکند که آب وهوا و کشاورزي را تحت تاثير قرار مي دهد، برخورد با اقيانوس ها همچنين سونامي عظيمي در سراسر زمين ايجاد مي کند. تغييرات آب وهوايي گسترده در سراسر جهان ، تکه هاي داغ فوران يافته از اين برخورد در سراسر زمين پراکنده مي کنند و آتش سوزي هاي گسترده اي به راه مي اندازند.
به اين ترتيب ، مشخص است که اگر آپوفيس با زمين برخورد کند، کل زمين را تهديد نخواهد کرد و ويراني ها و خسارت هايش به مساحت يک کشور معمولي محدود مي شود. آخرين شبيه سازي ها نشان مي دهد، مسير برخورد احتمالي آپوفيس در فروردين 1415 از پرجمعيت ترين کشورهاي جهان عبور مي کند. اين مسير از ايسلند آغاز مي شود و پس از عبور از اروپاي مرکزي و شرقي ، کشورهاي قفقاز، شمال شرق ايران ، افغانستان ، پاکستان و شمال شرق هندوستان در آسياي جنوب شرقي پايان مي يابد.
اگر اين برخورد انجام شود، تکه سنگ 20 ميليون تني با سرعت 12.6 کيلومتر بر ثانيه به زمين برخورد مي کند و انفجاري به قدرت 400 مگاتن تي ان تي ايجاد مي کند که يکصد هزار برابر انفجار اتمي هيروشيماست.
انرژي اين برخورد همچنين 2 برابر شديدترين رويداد آتشفشاني معاصر است که سال 1262 / 1883 در آتشفشان کراکاتوآي اندونزي به وقوع پيوست و صداي آن تا هندوستان هم شنيده شد.
ذکر اين نکته ضروري است که تمام اين احتمال ها و پيامدهاي پيش بيني شده براي سيارک هاي اطراف زمين محاسبه شده و درباره دنباله دارها، اوضاع بمراتب وخيم تر است. دنباله دارهاي بلند دوره که حرکت خود را از پشت مدار پلوتو آغاز مي کنند، با سرعت بسيار بيشتري نسبت به سيارک هاي اطراف زمين حرکت مي کنند و اگر زمين را هدف بگيرند، سرعتشان هنگام برخورد به چند ده کيلومتر بر ثانيه خواهد رسيد. اثرات تخريبي دنباله داري به ابعاد سيارک آپوفيس هم اندازه برخورد سيارکي 3 کيلومتري خواهد بود. از آن بدتر، اين است که معمولا فرصت هشدار براي برخورد يک دنباله دار با زمين بيش از چند ماه نيست.
احتمال مرگ بر اثر برخورد سيارک يا شهاب سنگ مشابه سقوط هواپيماي مسافربري است و از عواملي مانند سيل ، گردباد و گزش حيوانات سمي بسيار بيشتر است.
اگر روزي تکه سنگ بزرگتري زمين را هدف قرار دهد بايد چه کرد؟ آيا نبايد از هم اکنون خود را براي مقابله با اين خطر حتمي که تمام زمين را تهديد مي کند، آماده کنيم؟
هم اکنون روشهاي متنوعي براي مقابله با برخورد يک سنگ آسماني به زمين پيشنهاد شده است. روش هاليوودي انفجار يک بمب هسته اي درون سيارک و تکه تکه کردن آن ؛ شليک جسمي سنگين با سرعت زياد به سنگ آسماني و منحرف کردنش از مدار؛ متمرکز کردن نور خورشيد بر سنگ آسماني و استفاده از فشار تابشي نور براي نيروي انحرافي اندک در زمان طولاني (مثلا با متصل کردن بادبان هاي خورشيدي يا رنگ کردن سيارک)؛ ايجاد انفجار و فوران مواد در سيارک يا دنباله دار به نحوي که عکس العمل اين فوران ، جسم را منحرف کند؛ ايجاد اصطکاک در مدار حرکت جسم آسماني و تغيير مدار با استفاده از تغيير سرعت ، گردش ماهواره اي سنگين به دور سيارک و بکسل کردن آن با استفاده از نيروي گرانش و اگر هيچ روشي جواب نداد، منحرف کردن سنگ آسماني به سوي ماه ، از جمله طرحهاي فراواني هستند که کارشناسان روي آنها مطالعه مي کنند.
هر روش مزيت و عيب خاص خود را دارد که توصيف آنها در اين مجال نمي گنجد؛ اما اغلب اين طرحها نيازمند اطلاعات کاملي از ساختار داخلي سيارک هاست که معلومات ما در اين زمينه بسيار ناچيز است. عبور سيارک آپوفيس در فروردين 1408 هجري شمسي ، اين فرصت را در اختيارمان قرار مي دهد که براي اولين بار، پژواک لرزه هاي داخل اين سيارک را هنگام گذر از 30 هزار کيلومتري زمين اندازه گيري کنيم و اطلاعات کاملي درباره ساختار داخلي اين اجرام خطرناک به دست آوريم. ملاقات نزديک با يک سيارک هميشه هم خطرناک و زيان آور نيست!

 

منبع :

www.jamejamonline.ir


+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 1:12  توسط مرکوری  | 

حتما به این سایت سری بزنید.برنامه ویژه ای داریم:

http://www.intss.org

International sciences society

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 12:30  توسط مرکوری  | 

موقعیت عطارد نسبت به زمین:

عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید و نیز کوچکترین سیاره خاکی است. هر سال در حدود سه بار به عنوان ستاره درخشان شامگاهی در نزدیکی افق غروب خورشید و نیز به عنوان یک ستاره صبحگاهی ظاهر می‌شود. بخاطر سرعت کم آن نسبت به زمین از لحاظ افسانه‌ای ، خدای روشنی نامیده شده است. در مواقعی ، عطارد در درخشندگی شبیه زحل می‌شود، اما معمولا بواسطه درخشندگی همسایه‌اش ، خورشید ، ناپدید می‌گردد.

حرکت عطارد : 

عطارد در یک مدار با ثابت خروج از مرکز (e=0.02056) و میل زیاد (7 درجه نسبت به دایره البروج) با نیم قطر اطول 0.03871Au و یک دوره تناوب مداری نجومی 87.96 روز به دور خورشید می‌گردد. بزرگترین زاویه کشیدگی این سیاره که از زمین مشاهده شده است، از ˚18(قرین خورشیدی) تا ˚28 (بعید خورشیدی) ، با متوسط 23 قرار دارد. تصور می‌شد که دوره تناوب چرخشی نجومی ‌عطارد یا (مانند زمین) 24 ساعت یا بطور همزمان 88 روز باشد. اما در اوایل سال 1960 میلادی برای اولین بار تپشهای راداری منعکس شده از سطح عطارد دریافت شدند و در سال 1965 میلادی جی.اچ. پتنژیل (G.H.Pettengill) و آر.بی. وایس مستقیما با استفاده از فنهای راداری دوپلری نشان داده‌اند که دوره تناوب چرخشی عطارد در حدود 59 روز است.

 گرانش سیاره :

جاذبه سطحی عطارد به قدری ضعیف است که قادر به نگهداری ذرات اطراف خود نیست. در نتیجه عطارد تقریبا فاقد جو است. چگالی فضایی اطراف عطارد حدود 1000 میلیارد برابر کمتر از چگالی جو زمین است. 

مشخصات فیزیکی:

شعاع عطارد 24400 کیلومتر است. جرم آن 33x1023kg می‌باشد که از اختلالات گرانشی بر روی فضاپیما محاسبه شده است. عطارد هیچ قمر طبیعی ندارد. چگالی متوسط آن 5420 کیلوگرم بر متر مکعب می‌باشد که نظیر یک سیاره خاکی است، اما برای اندازه عطارد زیاد است. از آنجا که گرانش کلی عطارد کمتر از زمین است (فشردگی آن کمتر است)، اما چگالی حجمی ‌آن در حدود چگالی حجمی‌ زمین می‌باشد، لذا باید در برگیرنده مقدار بیشتری از فلزات باشد.

img/daneshnameh_up/5/5c/Mehvareatarod.jpg

حدس می‌زنیم که در داخل عطارد یک گوشته صخره‌ای و یک هسته بزرگ فلزی (شاید نیکل و آهن) وجود داشته باشد. عطارد هوا ندارد. در آن ، پس از سپری شدن روز بی‌درنگ شبی سرد فرا می‌رسد. از اینرو ، سطح آن در نتیجه فرسایش تغییر نمی‌کند. طی هزاران میلیون سال ، سطح عطارد مورد اصابت خرده سنگهای فضایی قرار گرفته است. به علت این بمباران مداوم اکنون سطح سیاره پر از گودال است. کف گودالها پوشیده از گرد و غباری است که از متلاشی شدن این خرده سنگها به‌وجود آمده است.

 میدان مغناطیسی:

درسال 1974 میلادی (1353 شمسی) سفینه فضایی مارنیر 10 از کنار عطارد گذشت. مارینر 10 یک میدان مغناطیسی ضعیف سیاره‌ای را با شدتی در حدود 220nT ، 1nT=10-9T آشکار کرد. اگر چه این مقدار کوچک است. ولی برای قطع مغناطوسپهر در بادهای خورشیدی کافی است. در اینجا میدان مغناطیسی ، ذرات باردار (اکثرا پروتونها) را از باد خورشیدی اطراف سیاره منحرف می‌کند.

به نظر می‌رسد که میدان عطارد یک دوقطبی باشد که کم و بیش با محور چرخش سیاره ، در یک امتداد قرار گرفته است. دراین صورت ، بطور کلی میدان مغناطیسی عطارد شبیه میدان مغناطیسی زمین ولی ضعیفتر از آن است. حضور یک میدان مغناطیسی و همچنین چگالی زیاد سیاره دلالت بر آن دارد که عطارد مانند زمین دارای یک هسته فلزی است که عمدتا از آهن و نیکل تشکیل شده است. به نظر می‌رسد که این سیاره همانند یک آهنربای دائمی ‌است. میدان مغناطیسی زمین صدبار شدیدتر از میدان مغناطیسی عطارد است. 

فاصله متوسط از خورشید 57.93 کیلومتر
قطر استوا 4879 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 58.65 روز زمینی
مدت حرکت انتقالی 87.97 روز زمینی
سرعت مداری 47.89 کیلومتر در ثانیه
دمای سطحی 180- تا 430 درجه سانتیگراد
جرم (زمین=1) 0.06
چگالی متوسط (آب=1) 5.43
جاذبه (زمین=1) 0.38
تعداد قمر 0

حوزه کالریس :

حوزه کالریس به وسعت 1300 کیلومتر (800 مایل) بزرگترین حوزه ناشی از برخورد شهابسنگها به سطح عطارد است. حلقه‌های کوهستانی هم مرکز ناشی از برخورد شهابسنگهای عظیم ، این حوزه را محصور کرده‌اند. کف این حوزه پوشیده از گدازه سفت شده است، همچنین گودالهای کوچک و جوان نیز در کف این حوزه یافت می‌شوند. کالریس واژه‌ای لاتینی و به معنای گرما می‌باشد. این اسم به این دلیل انتخاب شده است که این حوزه هنگام نزدیک شدن عطارد به خورشید یک دور در میان ، رو به خورشید بوده و گرمترین نقطه سیاره می‌گردد. 

گودالها :

سطح سیاره عطارد پوشیده از گودالهای شهابسنگی است که حدود 3.5 میلیارد سال پبش بر اثر بمباران شهابسنگها بوجود آمده‌اند. اندازه گودالهای موجود در عطارد از چند متر تا 1000 کیلومتر (600 مایل) متغیر است. گودالهای بزرگتر ، حوزه نامیده می‌شوند. گودالها دارای مشخصاتی نظیر قله‌ها و حلقه‌های کوهستانی ، دیوارهای تراس دار و رگه‌هایی درخشان از توف (موادی که بر اثر برخورد شهابسنگ به بیرون پرتاب می‌شوند) هستند. مشخصات یک گودال به اندازه ، سرعت و جهت شهابسنگی که آنرا بوجود آورده بستگی دارد. 

تحول سطح :

چون ماه و عطارد هر دو فاقد جوهای قابل توجهی هستند، آب و هوا ، سطوحشان را فرسوده نمی‌کند. هر دو جهانهای کوچکی با ناحیه داخلی سردتر از ناحیه داخلی زمین هستند. اکنون نه آتشفشانهای فعال زیادی دارند و نه دستخوش تحول سطحی دائمی ‌می‌شوند که زمین از انتقال یافتن صفحات پوسته‌ای تجربه کرده است. فقدان جو و کوتاه بودن زمان تحول پوسته‌‌ای هر دو به جرمهای کوچک ماه و عطارد مربوط می‌شود و جو آنها برای مدت طولانی حفظ نمی‌شود.

همچنین جرمهای کوچک دلالت بر این دارند که حرارت داخلی‌شان از تلاشی مواد رادیواکتیو نسبت به مقدار مشابه برای زمین کمتر است و جریان گرمایی‌شان به طرف بیرون چنان سریع می‌باشد که هر دو جسم به سرعت سرد خواهند شد. داخل زمین داغ است و شارش گرمایی به طرف بیرون آن ، جریانهایی در گوشته پلاستیکی ایجاد می‌کند و اینها تحول پوسته زمین را نیرو می‌بخشند. ماه و عطارد هر دو فاقد این ترکیب درونی داغ و گوشته پلاستیکی هستند. 

هلال عطارد : 

رصد کردن سیاره عطارد دشوار است. نزدیک بودن مدار آن به خورشید سبب می‌شود که هیچگاه ˚27 دورتر از قرص خورشید دیده نشود. در نتیجه ، تنها قبل از طلوع و غروب آفتاب می‌توان آن را نزدیکی افق دید. حرکت مداری عطارد سریع است و به همین سبب ، در هر بار گردش به دور خورشید امکان دید آن به چند روز محدود می‌شود. عطارد نیز مانند ماه ، دوره هلالی دارد. از آنجا که هلالهای عطارد تنها به کمک تلسکوپ قابل روءیت است، اگر می‌خواهید عطارد را با تلسکوپ کاوش کنید، مواظب باشید که به طرف خورشید نشانه نروید. 

منبع :

http://daneshnameh.roshd.ir



                                                                                

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 2:30  توسط مرکوری  | 

در شبی تاریک و صاف ، ستارگان چنان می‌درخشند که گویی می‌توان با دست آنها را لمس کرد. در واقع بیشتر ستارگان قابل دید برای چشم غیر مسلح ، در محدوده یک هزار سال نوری واقع هستند. گذشته از ستارگان چشمک زن ، نواری مه مانند و کم نور در سرتاسر آسمان کشیده شده است که به آن راه شیری می‌گوییم. این مه حفره فام ، دهها هزار سال نوری با ما فاصله دارد. با دوربین دو چشمی یا تلسکوپ کوچک ، به صورت اجتماع انبوهی از هزاران هزار ستاره کم نور دیده می‌شود. گرچه این ستارگان بسیار دور دست هستند، ولی مجموع نور آنها را می‌توان با چشم دید.

مشخصات کهکشان راه شیری

کهکشان راه شیری ، کهکشانی مارپیچی است که شامل حدود 500 میلیارد ستاره است. این کهکشان حدود 10 میلیارد سال پیش ، از یک ابر عظیم گاز و غبار تشکیل یافت. در قسمت مرکزی کهکشان راه شیری هسته‌ای کروی قرار دارد که ممکن است شامل یک حفره سیاه نیز باشد. هسته توسط گروهی از دنباله‌های مارپیچی در برگرفته شده است. این دنباله‌ها از ستاره‌های فروزان تازه شکل یافته تشکیل شده‌اند. هسته و قرص کهکشان با هاله‌ای از ستاره‌هایی با طول عمر بسیار زیاد ، در بر گرفته شده‌اند.

قطر هسته یک کهکشان در حدود 10000 سال نوری
است. قسمت احاطه کننده هسته دارای قطری برابر با 100000 سال نوری و ضخامتی برابر با 1000 سال نوری است . هاله کهکشان دارای قطری تا 50000 سال نوری است. منظومه شمسی(شامل ابر اوپتیک-اورت) با عرضی برابر با سه سال نوری نسبتا کوچک به نظر می‌رسد. خورشید با سرعتی حدود 220 کیلومتر (135 مایل) در ثانیه ، مرکز کهکشان را در مدت زمانی حدود 250 میلیون سال دور می‌زند. تا کنون خورشید 15 تا 20 دور به گرد هسته کهکشان چرخیده است.




گذر صورتهای فلکی از راه شیری

بیرون از راستای راه شیری تعداد بسیار کمی ستاره کم نور وجود دارد. بطوری که درخشش مبهمی نیز از آنها آشکار نمی‌شود. به علت آنکه راه شیری دایره کاملی در سرتاسر آسمان تشکیل می‌دهد، در هر نقطه روی زمین می‌توان بخشهایی از آن را دید. چند صورت فلکی مهم که راه شیری از میانشان می‌گذرد، شامل ذات الکرسی ، پرساوس ، ممسک الاعنه (ارابه ران) ، تکشاخ ، بادبان ، صلیب ، عقرب ، قوس ، دلو و دجاجه است.

فراوانی میدان ستاره

انبوهترین میدان ستاره‌ای ، در راه شیری جنوبی قرار دارد که منظر زیبایی در آسیای جنوبی و آفریقایی جنوبی بوجود می‌آورد. برای رصد کنندگان واقع در نیمکره شمالی ، بهترین حالت راه شیری اواخر تابستان دیده می‌شود. هنگامی که دجاجه را بتوان در بالای سر دید.

ماهیت راه شیری

ما منظره کهکشان عظیم و پرستاره‌ای را که درون آن زندگی می‌کنیم، به صورت راه شیری می‌بینیم. در کهکشان ما ، احتمالا صد هزار میلیون ستاره وجود دارد. ما در میان این کهکشان هستیم و به همین دلیل نمی‌توانیم شکل کلی آن را به آسانی تجسم کنیم. در واقع ، کهکشان راه شیری ، شبیه یک چرخ فلک غول پیکر است و دو بازوی پرستاره دارد، که چندین بار به دور بخش مرکزی پیچیده‌اند. طول کهکشان ما 100000 سال نوری است. 30000 سال طول می‌کشد تا یک پیام رادیویی از زمین به مرکز آن برسد. اگر ستارگان کهکشان را با سرعت سه ستاره در یک ثانیه بشماریم، هزار سال طول می‌کشد.

قسمت نورانی راه شیری

روشن ترین بخش راه شیری در صورت فلکی قوس است. تلسکوپهای رادیویی فرو سرخ، علامتهای پرقدرتی از این منطقه آشکار می‌کنند. شاید درمرکز بیظلم کهکشان ما ، یعنی نقطه‌ای در راستای صورت فلکی قوس ، سیاهچاله بسیار بزرگی وجود داشته باشد که آزادانه ستارگان و سیاره‌ها را می‌بلعد و توده انبوهی از آنها را در کنار هم جمع می‌کند.

منبع :

http://daneshnameh.roshd.ir

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 1:22  توسط مرکوری  |