تبليغاتX
کیهان شناسی
شناخت فضا،شناخت هستی

دید کلی :

ستاره شناسی چیست؟ آیا آن را می‌توان شاخه‌ای از علوم قرار داد یا بیشتر به فلسفه نزدیک است؟ شاید امروزه ستاره شناسی بخشی از علوم هستند که کاربردهای مستقیمی چون علوم پزشکی و یا مهندسی ندارند) باشد، اما بی گمان در گذشته چنین نبوده است. امروزه ستاره شناسی را بخشی از علوم در نظر می‌گیرند که به مطالعه و درک پدیده‌های آسمانی می‌پردازد.

درک پدیده‌های آسمانی ، بخشی از تلاش سیری ناپذیر انسان در راه درک و شناخت نظم حاکم بر تمام طبیعت چه نقشی در زندگی بشر دارد، بحثی است که، شاید هرگز نتوان پاسخی عینی و مستقیم برای آن یافت. چرا که شاید پاسخ این سؤال خیلی شخصی باشد، اما آنچه مهم است، پاکی ، عظمت و دست نخوردگی اجرام بزرگ و دور دست عالم است که آن قدر وسوسه انگیزند که هر کسی را به مطاله خود فرا می‌خوانند و ستاره شناسی حاصل این فراخوان بزرگ است.



تصویر





 

تعریف و ارتباط با علوم دیگر:

اگر به دنبال یک تعریف مشخص از ستاره شناسی نوین باشیم، می‌توان آن را چنین بیان کرد؛ مطالعه موضع ، ساختار و چگونگی تحول (از آغاز تا پایان) اجرام آسمانی. در این زمینه ، علومی به کمک ستاره شناسی می‌آیند که هر یک پاسخگوی بخشی از پرسشهای این علم هستند. فیزیک بخش عمده‌ای از مشکلات ستاره شناسان را برطرف کنند، شیمی ، ریاضیات و مکانیک نیز از جمله علومی هستند که ارزشهای فراوانی برای ستاره شناسی و ستاره شناسان دارند. در سالهای اخیر حتی علمی مانند زیست شناسی به کمک ستاره شناسی آمده است و بحث موجودات برون زمینی ، مسأله پیدایش حیات و نیز امکان زندگی در دیگر کرات آسمانی ، رابطه روز افزون این دو علم را طلب می‌کند.

سایر علوم ، بخصوص علوم کاربردی (مانند شاخه‌های گوناگون مهندسی) نیز بحث فضاپیماها ، تلسکوپهای زمینی و فضایی غول پیکر را تکمیل می‌کند و از این طریق در گسترش ستاره شناسی قدم بر می‌دارد. رابطه ستاره شناسی و سایر علوم را در ادامه این سلسله مباحث و به تدریج متوجه خواهید شد و بی گمان در ادامه مسیر ستاره شناسی حتما متوجه می‌شوید که در هیچ حالتی قادر به حذف ارتباط یک یا چند رشته از علوم دیگر با ستاره شناسی نخواهید شد.



تصویر
تلسکوپ فضایی هابل





 

اهداف و سرانجام:

اکنون می‌دانید که ستاره شناسی چه هدفی را پیش رو دارد، شناخت اجرام آسمانی. اما سوال اساسی که بسیاری از افراد در ذهن دارند این است که آیا عاقبت ستاره شناسی ، تنها برآوردن نیازهای درونی و حسی افراد را در بر دارد یا آنکه ، فواید دیگری از این علم پر هزینه ، عاید جوامع بشری می‌شود؟ پاسخ دادن به پرسش فوق کار چندان ساده ای نیست. چرا که نیاز به داشتن اطلاعات جامع از علوم مختلف دارد. اما آنچه را که می‌توان بطور حتم و یقین بیان کرد، خدماتی است که ستاره شناسی به فیزیک ارائه کرده است.

اگر فیزیک را به دو بخش
فیزیک کلاسیک و فیزیک نوین تقسیم بندی کنیم، برای هر بخش یک مفهوم و یک قانون اساسی می‌توان نام برد. در بخش فیزیک کلاسیک ، قوانین مکانیک نیوتن و در بخش فیزیک مدرن ، قوانین انیشتین (نسبیت خاص و عام) حاکمیت بی رقیبی دارند. در هر دو مورد (قوانین مکانیک نیوتنی و قوانین نسبیتی) بخشی از اثبات قوانین مذکور به عهده ستاره شناسی بوده است.

یعنی قسمتی از قوانین فوق با استفاده از
رصدهای نجومی اثبات شده است (اثبات نجومی هر دو قانون را در درسهای آینده ذکر می‌کنیم.) از دیگر خدمات اخترشناسی می‌توان به بحث پیدایش حیات روی زمین اشاره کرد، اینکه آیا بطور کلی حیات سیاره ما زمین منشا آسمانی پاسخگویی آن خواهد پرداخت و کاربردهای دیگر خواهید کرد.



img/daneshnameh_up/a/ad/aristarchus1.jpg
آریستارخوس





 

ستاره شناس کسیت و چه وظایفی دارد؟

ستاره شناسی را شناختیم، شاید ستاره شناسی تنها علمی باشد که هنوز می‌توان دو بخش حرفه ای وآماتور در آن فعالیت کرد. افراد آماتور ، کسانی هستند که بر حسب علاقه به این علم زیبا می‌پردازند و البته تحصیلات عالیه و شغل اصلی آنها در زمینه ستاره شناسی نیست، چنین افرادی در تاریخ نجوم زیاد بوده و هستند. سوزن بان قطار ، پزشک ، رمان نویس ، مدرس علوم دینی ، زمین شناس ، میکروبیولوژیست و ... ، اینها شغل بعضی از افرادی است که به نجوم آماتوری به عنوان یک سرگرمی علمی جدی روی آورده‌اند و پیشرفتهای فراوانی هم در این علم داشته‌اند. و اما ستاره شناس حرفه‌ای کسی است که تحصیلات دانشگاهی او در زمینه شاخه‌های مختلف ستاره شناسی است و به ستاره شناسی به عنوان یک شغل نگاه می‌کند.

ارتباط ستاره شناسی حرفه‌ای و آماتوری:

رابطه ستاره شناسی حرفه‌ای وآماتوری نیز در خور توجه است، در ابتدا برای بسیاری این گمان بوجود می‌آید که ستاره شناسی آماتوری ، مغلوب ستاره شناسی حرفه‌ای است و هیچ کاری وجود ندارد، در حالی که قضیه چیز دیگری است. یعنی حیطه فعالیت این دو گروه کاملا از هم جداست و به عبارتی ستاره شناسان آماتور و حرفه‌ای بطور ضمنی باهم در مورد نوع عملکردشان به توافق رسیده‌اند.

بسیاری از دنباله دارها، سیارکها ، ستارگان انفجاری جدید (
نواخترها و ابرنواخترها) توسط ستاره شناسان آماتور کشف شده‌اند. در حالی که این نوع اکتشافات در بخش ستاره شناسی حرفه‌ای یا اصلا انجام نمی‌شود و یا اگر انجام شود کاملا تصادفی است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 12:53  توسط مرکوری  | 

در کیهان‌شناسی، به موادی در جهان هستی گفته می‌شود که از خود، نور (موج الکترومغناطیسی) نمی‌تابانند و یا حتی باز نمی‌تابانند و از همین رو، نمی‌توان آن‌ها را مستقیماً دید. ساختار و تشکیل این مواد نامشخص است، ولی اثرات گرانشی آن‌ها روی ساختارهای دیده‌شدنی مثل ستاره‌ها و کهکشان‌ها نشان می‌دهد که مادهٔ تاریک وجود دارد.

وجود مادهٔ تاریک می‌تواند برخی از مشاهدات غیرعادی نجومی را توضیح دهد؛ مثلاً رفتارهای غیرعادی در سرعت چرخشی کهکشان‌ها و برخی از تضادهایی که در نظریهٔ مهبانگ وجود دارد.

سرعت چرخشی ستاره‌ها در کهکشان‌ها، از رابطه‌ای که از قوانین کپلر انتظار داریم پیروی نمی کند و برحسب فاصله از مرکز کهکشان ثابت است. برای توضیح این پدیده باید توزیع جرم در کهکشان به طور خطی با شعاع زیاد شود، اما این توضیح با مشاهدهٔ کهکشان‌ها در قسمت مرئی که نشان می‌دهد بیشتر جرم در ناحیه مرکزی متراکم شده است، ناسازگار است. بنابراین فرض می‌شود که این جرم نایافته از مادهٔ تاریک (که آن را نمی‌بینیم) ساخته شده باشد.

پیش‌بینی‌های موجود دربارهٔ سرشت مادهٔ تاریک را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد:

۱- اشیاء هاله‌ای پر جرم و متراکم شامل سیاهچاله‌ها، ستارگان نوترونی، کوتوله‌های سفید سوخته و یا کوتوله‌های قهوه‌ای.

۲- ذرات پرجرم با برهم‌کنش ضعیف شامل نوترینوها، تک‌قطبی‌های مغناطیسی، و سایر ذرات بنیادی خارق‌العاده که هنوز بر روی زمین مشاهده نشده‌اند.

انرژی تاریک

حدود 200 میلیارد کهکشان که هر کدام دارای تقریباً 200 میلیارد ستاره است به‌وسیله تلسکوپها قابل تشخیص است. اما این تعداد فقط 4 درصد از محل گیتی را تشکیل می‌دهد. حدود 73 درصد از جهان از ماده دیگری ساخته شده است که «انرژی تاریک» (dark matter) نامیده می‌شود. هیچ کس نمی‌داند که ماهیت این ماده ناشناخته چیست، اما مقدار این نوع ماده از تمام اتمهای موجود در تمام ستارگان موجود در کل کهکشانهای قابل شناسایی گستره فضا بسیار بیشتر است.

به نظر می‌رسد این نیروی عجیب ، اجزای جهان را با سرعت فزاینده‌ای از یکدیگر دور می‌کند، در حالی که نیروی گرانش با این نیرو مقابله کرده و از سرعت این گسترش می‌کاهد. این اکتشاف ها به‌وسیله رصدخانه مداری که کاوشگر ناهمسان گرد ریز موج ویلکینسون (WMAP) نامیده می‌شود، انجام شده است. این کاوشگر افت و خیزهای ناچیز موجود در پرتوهای ریز موج پس زمینه کیهانی را اندازه می‌گیرد که در اثر پژواکهای میرای انفجار بزرگ بوجود آمده است .این یافته‌ها به مشاجرات فراوانی که در مورد جهان ، عمر جهان ، سرعت انبساط آن و ترکیب آن جریان داشت پایان داد. با استفاده از نتایج دو تحقیق ذکر شده ، اخترشناسان امروز بر این باورند که سن جهان ۷/۱۳ میلیارد سال با تقریب چند صد هزار سال است. بر اساس اطلاعات موجود ، جهان با سرعت شگفت آور 71 کیلومتر در ثانیه در مگا پارسک در حال انبساط است. (پارسک یک واحد اخترشناسی است و تقریباً برابر ۲۶/۳ میلیون سال نوری است).

به نظر می‌رسد که چیزی در فضا نهفته است و همانند نوعی نیروی ضد گرانشی عمل می‌کند.‌ این نیرو باعث می‌شود که بجای آنکه جهان متراکم شود و اجزای آن به یکدیگر نزدیک شود، انبساط می‌یابد. از حدود بیست سال پیش حدس می‌زنند که در جهان ماده تاریک وجود دارد، چرا که در آن زمان دریافتند که جهان به گونه‌ای عمل می‌کند که انگار بسیار سنگینتر از چیزی است که واقعا به نظر می‌رسد.

دانشمندان برای توجیه پدیده مشاهده شده همه احتمالات ممکن را در نظر گرفتند از جمله وجود سیاهچاله‌ها ، کوتوله‌های قهوه‌ای و ذرات غیرقابل شناسایی که از نظر ماهیت با انواع معمولی اتمها تفاوت دارند. اما هیچ کدام از آنها نتوانست جرم بسیار زیاد مشاهده شده را توجیه کند.



آغاز داستان انرژی تاریک داستان انرژی تاریک از سال 1998 آغاز شد. در آن زمان دانشمندان دریافتند که بسیاری از کهکشانهای دور دست با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه که محاسبات موجود پیش بینی کرده‌اند، از یکدیگر دور می‌شوند. تحقیقاتی که روی انواع ویژه‌ای از ابر نواخترها (Supernova) انجام شد، بیانگر آن بود که محاسبات انجام شده اشتباهی نداشت، به عبارت دیگر محاسبات دقیقا نشان دهنده آن بود که سرعت انبساط جهان لحظه به لحظه در حال افزایش است و از سرعت این انبساط کاسته نمی‌شود.

به نظر می‌رسد کشف بعضی از انواع نیروهای غیرمنتظره غیرقابل شناسایی که باعث می‌شوند ساختار فضا بطور مرتب از یکدیگر فاصله گرفته و از هم دور شوند، موءید مشاهدات هالدین (JBS Haldane) دانشمند انگلیسی است که سالها پیش صورت گرفته است. وی می‌گوید: «جهان عجیبتر از چیزی است که فکر می‌کنیم، جهان حتی عجیبتر از چیزی است که بتوان فکرش را کرد.»


یک بار دیگر پرسشهای اساسی بسیاری در مورد ماهیت جهان مطرح شده است: ماهیت فضا ، زمان ، انرژی و ماده چیست؟ اکنون یک بار دیگر زمان آن فرا رسیده است که نظریه پردازان تفسیری بر این مشاهدات ارائه دهند و در مرحله بعد آزمایشاتی را طراحی کنند که موید نظریه‌های آنان باشد.

بنابراین دانشمندان یکبار دیگر توجه خود را معطوف همان پدیده‌ای کرده‌اند که برای اولین بار شاهدی بر انفجار بزرگ (Big Bang) محسوب می‌شد، یعنی تابش پس زمینه ریز موج کیهانی. این تابشها اولین پرتوهای پس از تولد جهان محسوب می‌شوند. دانشمندان در صدد هستند که با انجام آزمایشهای متعددی در چند رشته مختلف از جمله آزمایشهای صورت گرفته در جنوبگان و استفاده از بالونهای در ارتفاعهای بسیار بالا، تصویر دقیقتری از کیهان بدست آورند. به نظر می رسد جهان باید شامل چیز دیگری به غیر از این اتمهای معمولی باشد و به همین دلیل ماده تاریک برای آنان انتخاب شد. ماده تاریک بطور یکنواخت در تمام جهان پراکنده شده و در فضاهای خالی مخفی شده است. ماهیت ماده تاریک هنوز بصورت یک راز است.

منبع

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 20:58  توسط مرکوری  | 

یکی از زیباترین و معروفترین اجرام آسمان شب کهکشان آندرومدا است . برای اولین این کهکشان را  عبدالرحمن صوفی اخترشناس ایرانی قرن چهارم به صورت لکه ای ابر مانند ثبت کرد. . اما ماهیت  آن  چنیدن قرن بعد آشکار شد .درسال ۱۹۴۲ ادوین هابل با استفاده از تلسکوپ  ۲.۵ متری مونت ویلسون متوجه شد که  این لکه ابر مانند متعلق به کهکشان راه شیری نیست و خود یک کهکشان دیگری است . M31 از همسایه های کهکشان ماست و در حدود ۲.۹ میلیون سال نوری با ما فاصله دارد. M31از راه شیری کمی بزرگتر است و دارازای آن در حد ۱۵۰۰۰۰ سال نوری است و شامل حدود ۴۰۰۰۰۰ میلیون ستاره یعنی دوبرابر تعداد ستاره های کهکشان ماست . همانطور که ما با رصد کردن این کهکشان  لذت می بریم شاید موجودات باهوشی در  کهکشان آندرومدا  نیز از دیدن کهکشان ما لذت ببرند.

 

  

 

پیدا کردن این کهکشان بسیار ساده است : ابتدا باید مربع بزرگ آسمان (فرس العظم ) را پیدا کنید . سپس  به سراغ پرنورترین ستاره این مربع یعنی آلفا امراه المسلسله بروید . سپس ۷ درجه به طرف شمال شرقی بروید تا به دلتا امراه  المسلسله برسید . بعد در  ۸ درجه ای شمال دلتا امراه المسسله به  ستاره قدر دوم بتا -امراه المسلسله خواهید رسید . در ۴ درجه ای شمال غرب مو- امراه المسلسله را خواهید دید باز هم اگر۴ درجه به همین طرف بروید در ۲.۵ درجه ای  غرب ستاره نو- کهکشان آندرومدا منتظر شماست . کهکشان آندرومدا پرنورترین کهشکان نیم کره شمالیست . در آسمانی که به قدر کافی مطلوب باشد این کهشان با چشم قابل مشاهده است با دوربین دو چشمی در شهرهای بزرگ  هم به آسانی پیداست . اگر در آسمان تاریک باشید با دوربین دوچشمی معمولی تا گستره  زاویه ای 4  درجه ای دیده میشود .  ممکن است نوار تاریک  توده مرکزی نیز  تشخیص دهید . در شهرها فقط توده پرنور مرکزی پیداست . در هنگام رصد این کهشکان به یاد رصد دو همدم کوچکتر یعنی M32 وM110باشيد.

 

منبع : http://www.astro.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 22:14  توسط مرکوری  | 

خوشه های کهکشانی و تعدادی از گروهای شناخته شده آنها ٬بزرگترین اجرام جهان هستند.یک خوشه کهکشانی از سه بخش تشکیل شده است: کهکشان هایی که دارای میلیاردها ستاره اند، گاز داغ بین کهکشان ها و ماده تاریک،ماده ای با هویتی مرموز که بیش ترین جرم کهکشان را تشکیل می دهد.

 

 

             

 

منبع : wikipedia.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 19:44  توسط مرکوری  | 

اختر فیزیکدان های دانشگاه پن استیت تصور می کنند که اثر خمش نور در حوزه گرانشی سیاهچاله ها ممکن است مانع مطالعه لحظات آغاز عالم شود .

سیاهچاله ها همه اجسام اطرافشان را به درون خود می کشند . علاوه بر این ،این چاههای گرانشی قوی بر روی امواج الکترومغناطیس نیز اثر می گذارند .

امواج الکترومغناطیس در مسیر حرکت شان تحت تأثیر ماده محیط قرار می گیرند . مواد با ضریب شکست منفی اثری کاملا متفاوت با مواد با ضریب شکست مثبت دارند . ماده معمولی دارای ضریب شکست مثبت است . این نوع مواد( مثل آب ، شیشه و ... ) پرتو را در همان راستای حرکتش جابجا می کند . اما مواد با ضریب شکست منفی پرتو را در خلاف جهت حرکتش جابجا می کند .

                                         

 

قبلا لاختاکیا و مکی از دانشگاه ادینبروگ با استفاده از نسبیت خاص اینشتین شکست امواج الکترومغناطیس داخل مواد را مطالعه کردند . آنها دریافتند که شکست منفی می تواند برای یک ناظر در حال حرکت با سرعت بسیار بالا رخ دهد . بعدها نشان داده شد که در فضای خارج نیازی به وجود شکست منفی نیست . در عوض وقتی پرتو از داخل میدان گرانشی یک جسم بسیار پر جرم ، مانند سیاهچاله چرخان ، عبور کند ، وجود شکست منفی ممکن می شود .

اما سندی ستیاوان از دانشگاه ادینبروگ نشان داد که در حوزه نسبیت عام یک ناظر در اطراف یک سیاهچاله چرخان ناحیه به نام ارگوسفیر( نیروکره) وجود دارد که در آن امواج الکترومغناطیس بدلیل شکست منفی خمیده می شوند . این یافته جدید در 7 مارس در مجله فیزیک لتر A به چاپ رسید .

ما با عدسی های گرانشی آشنا هستیم . حال مشکل اینجاست که تعدد سیاهچاله ها و اجسام پر جرم در اطراف ما ممکن است باعث شود که نورهای ارسالی از لحظه های آغازین عالم دستخوش چنین شکست هایی قرار گیرد و در نتیجه ما نتوانیم به مطالعه آنها بپردازیم .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 18:16  توسط مرکوری  | 

سال‌هاست كه پژوهشگران به اين مسئله فكر مي‌كنند: چگونه مي‌توان جلوي «آرماگدون» را گرفت؛ فاجعه‌اي كه ممكن‌است در اثر برخورد يك قطعه سنگ آسماني در انتظار زمين باشد.

سؤال اين نيست كه آيا چنين اتفاقي خواهدافتاد يا خير،  بلكه مسئله اين است كه اين فاجعه كي روي مي‌دهد و آيا اصلا مي‌شود جلوي آن را گرفت يا نه.

                                

خبرگزاري نووستي روسيه گزارش داده كه ممکن‌است در 13 آوريل 2029 (26 فروردين 1405 خورشيدي) سيارك «آپوفيز» در شرايطي خاص با زمين برخورد کند.

بوريس شوستوف،  مدير انستيتو کيهان‌شناسي آکادمي علوم روسيه در همايش بين‌المللي «فضا: دانش و مشکلات قرن 21» چند هفته‌پيش در مسكو گفته است كه سال 2004 منجمان سياركي را به نام آپوفيز (99942 Apophis) کشف کردند که مدارش سال 2029 از نزديک زمين رد مي‌شود. اگر اين سياره وارد «پنجره» معيني شود،  ممکن‌است به زمين سقوط کند که در آن صورت پيامدهاي ناشي از انفجار بيش از پيامدهاي سقوط سنگ آسماني تونگوس خواهن

موضوع برخورد اشياي آسماني با زمين،  يعني امكان شناسايي خرده سياره يا ستاره دنباله‌داري كه به طرف زمين در حركت است،  كارشناسان را به انديشه واداشته است.

رطول تاريخ چندين برخورد ثبت‌شده است كه همگي برخوردهاي كوچكي بوده‌اند و آثار موضعي داشته‌اند كه آخرين‌شان همين چندهفته پيش در پرو اتفاق افتاد: سنگ كوچكي با برخورد به يك منطقه روستايي باعث آسيب‌هاي محيطي زيادي شد.

اما پژوهش‌هاي زمين‌شناسي نشان مي‌دهد كه كره‌زمين حداقل 2 يا 3 برخورد فاجعه بار را از سر‌گذرانده است. يكي از اين برخوردها،  65ميليون سال قبل،  به احتمال زياد به حكمراني دايناسورها پايان داده‌ است.

هرچند اين برخورد باعث حاكميت پستانداران و به‌تبع آن،  انسان بر زمين شده،  اما برخوردهاي بعدي ممكن است اين‌قدر به بشر توجه نداشته‌باشند.

اما از اين برخورد بزرگ‌تر،  برخوردي است كه حدود 290 ميليون سال پيش اتفاق افتاده‌ و فاجعه‌اي بي‌نظير براي حيات بوده‌است. زماني سطح زمين از استوا تا قطب پوشيده‌از جنگل‌هاي انبوهي بوده كه نقاط پرپشت آمازون الان،  در مقابل آن كويري بيش نيستند.

اين برخورد و آثار بعد از آن،  آن پوشش گياهي انبوه را از بين برد. اما اين برخورد هم نتايج خوبي براي ما داشته‌است: «نفت» كه الان بشكه‌اي 90 دلار است!
برخلاف ما كه فعلا به فروش نفت خوشحاليم و ماستمان را مي‌خوريم،  هم اكنون دانشمندان زيادي در سراسر دنيا،  نگران برخورد شهاب‌سنگي و پايان حيات بشر هستند و مي‌گويند ما مي‌توانيم در برابر قدرت ظاهرا غيرقابل مهار ستاره‌هاي دنباله دار و خرده سياره‌هايي كه از فضا مي‌آيند،  از خودمان دفاع كنيم.

چنان‌كه ناسا الان يك دوربين قدرتمند ساخته كه مي‌تواند همه سنگ‌هاي آسماني به اندازه 100 متر به بالا در اطراف زمين را پيدا كند. البته تنها سنگ‌هاي با اندازه حدود 1000 متر و بيشتر براي حيات خطرناكند.

حتي اگر برخورد 2029 هم روي ندهد،  در ماه مارس 2880،  با احتمال نسبتا زيادي،  خرده سياره 1950DA ممكن است با زمين برخورد كند. در اين هشت قرن،  سرنوشتي كه مي‌تواند در انتظار اين خرده‌سياره باشد،  آن است كه به واسطه نيروهاي گرانشي بسيارضعيف حاصل از اقمار و سيارات منظومه شمسي خودمان و حتي ستارگاني واقع در دنيايي دورتر،  جذب يا دفع شود.

ستاره شناسان،  تنها در سال 2032 خواهندتوانست براي پي بردن به تغييرات مداري به وجودآمده،  امواج رادار بعدي را از 1950DA دريافت كنند؛ زماني كه اگر خدابخواهد،  برخورد 2029 را به سلامت پشت‌سر گذاشته‌ايم.

                              

 اما به‌هرحال احتمال هربرخوردي مي‌رود. آن‌قدر در كمربند سياركي بين مريخ و مشتري سنگ در انواع و اقسام و اندازه‌ها هست كه مي‌توانند هركدام تهديدي براي حيات روي زمين باشند. فراموش نكنيم كه دانشمندان تقريبا دارند به اين نتيجه مي‌رسند كه يكي از اين سنگ‌ها بوده كه مواد اوليه حيات را با خودش به زمين آورده‌است.

مي‌بينيد كه هرچه اين سنگ‌هاي آسماني قبلي كه به زمين خورده‌اند،  موهبتي براي ما بوده‌اند،  تهديد اين آخري اصلا چيز قابل گذشتي نيست!
اما راه‌هاي مقابله
 با چنين تهديد احتمالي چيست؟
جنگ‌افزارهسته‌اي: با آن كه انفجار‌هاي هسته‌اي،  از مدت‌ها قبل،  به‌عنوان يك گزينه مهم مطرح بوده‌اند،  ولي درحال حاضر،  ترجيح داده مي‌شود به‌عنوان راه آخر به‌كار روند.

اين روش،  بايد بي‌خطر باشد،  با اين وجود،  بعيد به‌نظرمي‌رسد كه اين شاهكارهاي طرفدار محيط زيست،  بخواهند رضايت دهند! احتمالا اين‌روش مؤثر نخواهدبود؛ درهم شكستن خرده سياره در اثر انفجار مثل اين است كه گلوله توپي را به‌شكل ساچمه‌هاي كوچكي درآوريد،  بدون اين كه مسير آن‌ها در عمل تغيير كند. خرده سياره،  به حركتش ادامه مي‌دهد تا به زمين بخورد،  منتها درعوض،  در مقايسه با حالت قبل از انفجار،  سطح وسيع تري را دربرخواهدگرفت.

عمليات حفاري: حفاري درخرده سياره و ريختن مواد كنده‌شده درفضا،  مي‌تواند كل نيرويي را كه براي تغيير مدار اين جرم لازم است،  فراهم كند. اين روش،  در مورد خرده سيارات متشكل از توده‌هاي قلوه‌سنگي (مجموعه‌اي از قطعات سنگي كه به كمك جاذبه در كنار هم‌اند) مي‌تواند مؤثر باشد. وسيله موردنظر براي دورريختن مواد به فضا،  يك نقاله است كه طرفداران اين ايده ارائه كرده‌اند.

برخورد شاخ‌به‌شاخ: اين برخورد ممكن‌است مؤثر باشد. مثلا ديپ ايمپكت كاوش‌گر ناسا،  با ستاره‌ دنباله‌دار تمپل۱ برخوردكرد و قطعات كنده‌شده از اين برخورد را سال‌گذشته به زمين آورد. ناسا،  در مأموريت دن‌كيشوت با استفاده از دو فضاپيما به نام سانچو و هيدالگو را به سمت يك دنباله‌دار مي‌فرستد.

سانچو ناظر برخورد شديد هيدالگو به اين جرم است و با كمك امواج لرزه‌اي كه نتيجه اين تصادم هستند،  ساختمان داخلي جرم،  بررسي مي‌شود.متعاقب تصادم،  سانچو و تلسكوپ‌هاي زميني،  ستاره‌ دنباله‌دار را زيرنظر مي‌گيرند كه ببينند مدار جرم چقدر تحت‌تأثير قرار مي‌گيرد.

سوپرشارژ: اما ساده‌ترين راه،  اين خواهدبود كه موتور يك موشك را به جرم مورد نظر كه در حال نزديك‌شدن است،  بست و آن را به مدار بي‌خطري پرتاب كرد. اين امكان در مورد برخي اجرام آسماني وجوددارد كه سوخت موردنياز،  از مواد شيميايي كه به‌طور طبيعي در داخل اين اجرام وجوددارند،  تأمين شود.

ذوب: تنها چيزي كه ممكن است براي ذوب‌كردن نياز باشد وجود يك يا چند آينه عظيم در فضاست كه بتواند نورخورشيد را روي جرم منعكس كند.

با گرم كردن يك طرف خرده سياره،  نيروي منحرف‌كننده‌اي به وجودخواهدآمد كه مي‌تواند به تدريج آن را از مدارش خارج كند.

رنگ كردن: رنگ‌كردن بخش‌هايي از سيارك به رنگ سفيد،  ممكن‌است براي پيش‌گيري از آرماگدون،  كافي باشد. سيارك در طول روز،  انرژي خورشيد را جذب مي‌كند و در شب،  آن‌را دوباره ساطع مي‌كند.

سمت شامگاهي خرده سياره،  در مقايسه با سمت صبحگاهي آن داغ است و انرژي تابشي بيشتري را ساطع مي‌كند. اين ويژگي،  نيروي يك طرفه‌اي را اعمال مي‌كند كه باعث تغييرمدار مي‌شود.

سال 1994 بود كه بشر با چشم خود شاهد بزرگ‌ترين انفجار ناشي از برخورد بود. شوميكر-لوي‌9،  سنگ عظيمي كه در اثر نيروي كشنده (جذرومد) ناشي از جاذبه مشتري به چندين قطعه تبديل شده‌بود،  در طول چند شبانه‌روز با مشتري برخورد كرد.

انفجارهايي كه حتي يكي از آن‌ها زمين را به‌كلي نابود مي‌كرد مثل نيش پشه روي مشتري مي‌نشست. همه تلسكوپ‌هاي دنيا روي اين برخورد فوكوس كرده بودند و هربرخورد به‌طور مستقيم درسراسر دنيا پخش زنده شد. ما هم داشتيم از اخبار علمي،  فرهنگي و هنري شبكه دو اين برخورد را مي‌ديديم. اگر ما به‌جاي مشتري بوديم...

 

منبع :

www.hamshahri.org

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 11:7  توسط مرکوری  | 

به گزارش شبكه خبر، عتیقی رئیس انجمن نجوم آماتوری ایران با تقسیم هلال به سه گروه بحرانی، عادی و غیرقابل رویت گفت: امسال هلال شوال جزء گروه غیرقابل رویت است و با قوی ترین ابزارهای نجومی نیز در شامگاه پنج شنبه در ایران قابل رویت نیست.

وی افزود : هلال شوال سال 1428 نه تنها در ایران بلكه در نیمكره شمالی در غروب پنج شنبه قابل رویت نیست و حتی در نیمكره جنوبی فقط در بخش كوچكی از غرب و جنوب امریكای جنوبی آن هم با ابزارهای قدرتمند احتمال رویت وجود دارد.

عتیقی گفت: گزارش های رصدی و استخراج 13 تا 15 ضابطه رویت پذیری هلال پیش زمینه رویت هلال ماه های قمری است .

وی افزود: گروه های استهلال از پنج شنبه فعالیت خود را برای رویت هلال در نقاط مختلف كشور آغاز و نتایج را به ستاد استهلال گزارش می كنند.

                                 

رئیس انجمن نجوم آماتوری ایران گفت : چون ماه های قمری 31 روز و رویت هلال نیز پنج شنبه 29 ماه مبارك رمضان امكانپذیرنیست بنابراین هلال ماه شوال درروز 30 ماه مبارك رمضان و شامگاه جمعه رویت می شود و شنبه اول شوال و روز عید سعیدفطر است.

وی با بیان اینكه اكنون علم نجوم پیشرفت چشمگیری كرده است و زمان دقیق كسوف و خسوف را تعیین می كند از كسانی كه درباره رویت هلال اطلاعی ندارند خواست اظهار نظر نكنند.

منبع :

http://www.irinn.ir/Default.aspx?TabId=15&nid=57466

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 13:22  توسط مرکوری  | 

سلام به دوستان عزیزم.

شاید حدود یک ماه نتونم بیام.

منو ببخشید. درسه و مدرسه و کتاب. انشالله بعد از یه ماه دیگه، هر ماه به آپ می کنم که وبلاگ تعطیل نشه.

فعلا                                                        

در پناه حق                                              

                                                                               

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 7:29  توسط مرکوری  |